تصديق على بن ابى طالب - عليه السلام - خاطر جمع كردهام . و پوشيده نيست متانت و نجابت اين كلام ، چه آن قدر آثار فضل و كمال از على - عليه السلام - به ما رسيده كه از پيغمبر به ما نرسيده ؛ مگر به واسطه على و اولاد طاهرين او . پس هر كه اثرى از آثار او على بن ابى طالب باشد نتواند بود ؛ مگر رسول ربّ العالمين بل أفضل الأنبياء ، و سيّد المرسلين .
و مخالفين نيز منع و انكار افضليت آن سرور نتوانند كرد ، مگر به زبان ؛ نه به دل ، و به لفظ ، نه به معنى . و گويند افضليت على از جميع صحابه به معنى اكثريت جهات فضل و كمال ، يعنى اقسام « 1 » علوم و انواع عبادات و طاعات و اتصاف به اوصاف حميده « 2 » و اخلاق فاضله و تنزه از صفات نقص و ملكات رذيله دنيه مسلّم است . ليكن افضليّت به معنى اكثريت ثواب عند اللّه مسلّم نيست . بلكه افضليّت به معنى اكثريت ثواب مخصوص است به ابى بكر « 3 » .
و گاه باشد كه گويند : « كان أفضليّة أبي بكر بشيء و قر في صدره » .
و ما اوّل تقرير كنيم بعضى از فضايل آن حضرت ، كه مسلّم است بينهم ؛ و بعد از آن نقل اجوبه ايشان ، تا حقيقت بر فطن روشن شود . و فضايل آن حضرت كه در صحاح احاديث اهل سنّت منقول شده در كثرت به حدى است كه عرفا ممتنع است حصر آن ؛ و در هيچ باب از ابواب شريعت ايشان را ، آن قدر احاديث نيست كه در باب فضايل على - عليه السلام - و كثيرى از اعاظم علماى ايشان كتب و مصنّفات على حده در مناقب آن حضرت و اولاد طاهرين او تأليف كردهاند . چون در اين باب نقل اصحاب ما و احاديث مختصه به ما بر ايشان حجت نتواند شد ، همان از منقولات و مسلّمات ايشان ذكر بايد كرد .
فالفضل ما شهدت به الأعداء . و در ميان علماى اهل سنت دور تر از عناد ، محدثين ايشان را يافتيم كه در فضايل آن حضرت دورترند از عناد ؛ چه با آنكه مخالف معتقد ايشان است ، هيچ پنهان نكردهاند و هر چه به ايشان رسيده
هامش
( 1 ) ب : از .
( 2 ) ب : به صفات بدنيّة .
( 3 ) شرح المقاصد 5 / 299 .