تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
از جمله آنكه روزى حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم نعلين مبارك خود را به بلال يا به ابى هريره ، - على تردّد منّي - داد كه در شهر مدينه ، در كوچه و بازار منادى كند كه « من قال لا إله إلّا اللّه دخل الجنّة » . عمر در بازار به او رسيد خشونت آغاز نهاد ، و نعلين از دست او گرفته ؛ نزد حضرت رسول آمده ، كه مىخواهى دست از اعمال صالحه بردارند مسلمانان ، و غلظت بسيار نموده . و حضرت گوش به سخن عمر كرده تغيير آن امر « 1 » فرمود . و از « 2 » جمله آنها حكايت قلم و كاغذ طلبيدن در حال مرض موت را نقل كرده ، و بالجمله گفته كه چون ايشان احكام و اوامر رسول را در زمان حيات وى « 3 » تغيير مىدادند و از پيش مىرفت ، و عامّه صحابه ، اين حالت « 4 » مشاهده مىنمودند . چرا نتواند بود كه بعد از وفات وى نيز ، بنابر مصلحتى كه دانسته باشند تغيير وصيّت وى كنند ، و به مقتضاى مصلحت وقت عمل نمايند « 5 » و از جمله مصلحتها كه گفته‌اند « 6 » ؛ آن بود كه خاطر اكثر صحابه از علىّ - عليه السلام - گران بود ، و بالطّبع به آن جناب نقارى داشتند ، بنابر آنكه كم بود از صحابه كسى كه علىّ - عليه السلام - خونى وى نباشد ، و پدر و برادر و اعمام و اخوال و قبيله و عشيرهء وى در دست آن حضرت مقتول نشده باشند . و نيز تصلّب آن حضرت در دين در اجراى اوامر و نواهى الهى و عدم مداهنه وى در اقامت حدود اللّه ، و تنفيذ احكام اللّه ، معلوم همه بود . و هيچ كس نيست كه مداهنه و مساهله در اين امور مطبوع وى نباشد . و جماعتى را كه غرض ديگر نبود ، لا اقلّ اين غرض موجب تهاون در اظهار حقّ و تغافل از آن مىشد . و نيز وصيت و نص موجب آن بود كه امامت و خلافت مخصوص بر جماعتى محصور ، و عددى معدود باشد .
هامش
( 1 ) ب : « امر » ندارد . ( 2 ) ب : آن . ( 3 ) الف : او . ( 4 ) الف : را . ( 5 ) شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد 12 / 82 . ( 6 ) ج : « كه گفته‌اند » ندارد .