تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
رفت . و بالجمله در آن روز صحابه در منازعه خلافت بودند و على - عليه السلام - با جمعى از بنى هاشم مشغول تجهيز رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم و بعد از فراغت از آن مهمّ در مسجد نشسته ؛ بنو هاشم نزد وى مجتمع شدند و بنو اميّه بر عثمان ؛ و بنو زهره بر عبد الرّحمن بن عوف اجتماع كرده ؛ همگى در مسجد بودند كه ابو بكر و عمر و ابو عبيده ، كار خلافت ساخته و پرداخته ، به مسجد حاضر شدند . و گفتند : چه نشسته‌ايد « قوموا فبايعوا أبا بكر فقد بايعته الأنصار و النّاس « 1 » ؛ عثمان و عبد الرحمن با اتباع خود بيعت كردند و على - عليه السلام - به منزل تشريف فرمود ، و زبير و بنو هاشم در خدمت وى بودند . پس عمر با اسيد بن حصين و سلمة بن سلامه ، و جماعتى نزد على و بنى هاشم رفت و گفت : بيعت كنيد با ابى بكر زبير شمشير كشيد كه بر عمر زند سلمة بن سلامه ، از دستش كشيد ؛ و عمر از او گرفته ، بر زمين زد تا شكسته شد . و جماعت « 2 » بنى هاشم نزد ابى بكر حاضر شدند ، و عمر گفت : « بايعوا أبا بكر ، فقد بايعه النّاس » . و اگر ابا كنيد هرآينه شمشير در شما گذاريم . پس بنو هاشم يك يك بيعت مبادرت نموده تا كس نماند ، مگر على بن ابى طالب - عليه السلام - فقالوا له بايع أبا بكر فقال - عليه السلام - : « إنّا أحقّ بهذا الأمر منه ، و أنتم أولى بالبيعة لي » « 3 » . چه شما به حجت قريشيت و قرابت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم در اين امر بر انصار غالب شديد و از دست ايشان گرفتيد ؛ « و أنا أحتجّ عليكم به مثل ما احتجتم على الأنصار ، أنا أولى برسول اللّه حيّا و ميّتا ، و أنا وصيّه و وزيره ، و مستودع سرّه و علمه « 4 » » . و معلوم است كه حضرت با ايشان در اين وقت كه ترك نصوص كرده بودند و خلافت را به قرابت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم صاحب شده ، و در مقام شدّت و فظاظت و اخذ بيعت بر سبيل عنف و غلظت بودند ؛ اگر محاجّه به
هامش
( 1 ) احتجاج ، ط بيروت : 1 / ، 73 . ( 2 ) ب : پس . ( 3 ) احتجاج ، ط بيروت : 1 / 73 . ( 4 ) همان مدرك ، و بحار الأنوار 28 / 188 - 175 .