همان حيثيّت اين چيزهائى است كه ذكر شد و جهت آن در نفس خودش ، جهت همانهاست . پس در نتيجه وجود جاعل بذات خود ، در ذات خويش با وجود مجعول بذات خود ، مشاركت داشته و آن وجود مجعول و بذات خود ، با وجود جاعل بذات خود تناسب دارد . و فلاسفه بزرگوار به اين مطلب تصريح كردهاند در جائى كه گفتهاند هر فاعلى فعلش عين طبيعتش مىباشد . و اين با آنچه زبان وحى الهى بلند مرتبه به آن گويا شده است مطابقت دارد در اين آيه كه « بگو هر كس بر اساس ساختار و طبيعت خويش عمل مىكند . » و با آنچه كه زبان مترجم قرآن ( ع ) به آن گويا شده است در اين كلام كه « عبوديّت جوهرى است كه كنه آن ربوبيّت است . »
كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 602
مساهمون: الملا نظر علي الطالقاني
ص٦٠٢