تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
وجود بينى يا قدرت است و ناشى از وى و متضمّن وى ، چون ايجاد و اعطاء و احياء و اماته و هكذا ، و يا علم است و ناشى از وى و متضمّن وى ، چون سمع و بصر و ادراك و شعور و تعقّل و هكذا . و به مقايسه عدم را نيز همين سه قسم صفات است كه در طرف ضد واقع شده . پس قسم اوّل آنها آن است كه مانند مرادف و مساوق عدم است ، چون ظلمت و نقص و فقر و حاجت و غير آن . چون از اين قسم بگذرى هر چه بينى يا ناشى از عدم قدرت است ، چون عجز و ضعف و سستى و مرض و جزع و فزع و هكذا ، و يا ناشى از عدم علم است ، چون كرى و كورى و جهل و حماقت و هكذا . پس ظاهر شد كه ذات وجود را بذاته صادق آيد صفات كمالى چند كه آنها نيز مانند وجود به منزله قدر مشترك ميان علم و قدرت است . پس فى الحقيقه اوّل صفتى كه ناشى شود از وجود و اخصّ از او باشد دو صفت است كه ثالث ندارد ، علم و قدرت ، دانائى و توانائى . و صادر نشود از فاعلى چيزى مگر آن كه مبدأ او قدرت است يا علم . و الحمد للّه .