تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
دواعى مختلفه دارد به جهت آن كه هم نفس نباتى دارد و هم نفس حيوانى و هم نفس انسانى و هر يك از اين سه نفس را كمالى و لذتى است كه با ديگرى منافات دارد ، و ايضا آنچه انسان تصور مىكند ، بعضى موهوم او است و بعضى مشكوك و بعضى مظنون و بعضى مقطوع و بعضى را اعتقاد دارد و بعضى را ندارد ، و ايضا بعضى از كارها زحمت بيشتر دارد و بعضى كمتر و كار بىزحمت مخصوص خدا است كه به محض ارادهء بشو مىشود ، و چون اين سه جهت را روى هم بگذارى بالبديهه از شبهه بيرون مىآئى . بلى همه كس مىداند علم خوب است امّا بسيارى زحمت او را هم مىدانند و ايضا شك دارند كه با اين زحمت بسيار آيا عالم خواهند شد و آن لياقت و استعداد را دارند يا نه و آيا عمر وفا مىكند يا نه . در اين جهات قدرى فكر كن كه بسيار به كارت مىآيد .

لطيفه [ توجيه شيخيّه براى فرار از مباحثه و پاسخ آن ]

بناى شيخيّه بر اين است كه از مباحثه طفره مىزنند و فرار مىكنند و چون به ايشان گويند كه اگر طريقه شما حق است و ادلّه و برهان شما تمام است بايد شائق باشيد به مباحثه پس فرار شما يعنى چه ، و بينند كه اين سخن سخن حقى است ، به جهت اسكات عوام شبههء بسيار خامى را جواب اين سخن قرار داده‌اند و آن اين است كه در مباحثهء بين اثنين لازم است از وجود شخص ثالث مسلّم الطرفين ، كه چون تصديق و تكذيب هر يك را نمايد قول او متّبع باشد و در ما نحن فيه چنين كسى نيست ، زيرا كه اگر آن ثالث از ديگران باشد شيخيّه قبول ندارند و اگر از شيخيّه باشد ديگران قبول ندارند پس هر كه بر ما ردّ و بحثى دارد بنويسد تا ما در نهايت تحقيق بنويسيم كه آن باطل است و طريقهء ما حق است . اين است حاصل كلام ايشان كه در نظر بعضى از عوام شايد جلوه‌اى داشته باشد . حال بعون اللّه اشاره نمائيم به بطلان اين سخنان . اول آن كه شكى نيست كه علماى اسلام اگر چه مخالف هم باشند ، مثل شيعه و سنّى و اخبارى و غير اخبارى و هكذا ، همه زبان همديگر را مىفهمند و طريقهء استدلال را مىدانند . حتى آن كه طريقه مباحثه را ، علمى برأسه قرار دادند و نام او را علم مناظره و آداب مناظره گفتند ، با آن كه طريقهء استدلال همهء عوام و خواص و همه اهل عالم يكى است ، چنانچه از مطالب پيش ظاهر شد . غايت امر ، عوام به صورت صغرى و كبرى نتواند بر آورد ، چنانچه بناى كتاب خدا و احاديث و كلمات علماء هم در كتابها جارى نشده كه به ترتيب قياس سخن