تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
چنانچه طريقه معصومين ( ع ) و كمّلين چنين بوده . چنانچه در مباحثه حضرت ابراهيم ( ع ) و كلوخ انداختن بهلول فرزانه اشاره نموديم . پنجم آن كه چگونه شد مباحثهء به زبان و رو به رو ، محتاج به ثالث است و مباحثه به قلم و نوشتن كه هزار شبهه در او راه دارد محتاج به ثالث نيست . آيا آن نوشته‌ها را كه ببيند و كه بفهمد و كه تصديق نمايد ؟ و مباحثه به نوشتن كدام فائده را دارد كه زبان و رو به رو آن را ندارد ؟ پس هر كه عاقل است مىفهمد كه مقصود ايشان از مباحثهء نوشتنى چيست . ششم آن كه حق تعالى مباحثه مختصرترى هم قرار داده كه حق و باطل او را همهء عوام و خواص و اطفال و زنان مىفهمند و محتاج به اين طول و تفصيل ندارد ، و آن مباهله است . چنانچه پيش اشاره شد .
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان * تا سيه‌روى شود هر كه در او غش باشد
و اين مطلب را به همين ختم نموديم . اللّهمّ اجعل خاتمة امورنا خيرا بجاه محمّد و آله صلّى اللّه عليه و آله .