تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
بگويند . بلى شخص اصطلاح دان مىتواند همه آنها را به ترتيب قياس بيان كند و به ديگرى نشان دهد . و ايضا لازمهء عالم و پيشواى دين بودن انصاف است و مقصود از مباحثه هم هدايت كردن و هدايت يافتن است . پس بنابراين چه احتياج به ثالث است ؟ دوّم آن كه از زمان آدم ( ع ) الى خاتم ( ع ) الى يومنا هذا طريقهء مباحثه جارى بوده است و حضور ثالث شرط نبوده است . پس هر كه اين شرط را كرده مخالفت اتّفاق همه عقلاء و علماء را نموده . سوّم آن كه حق تعالى طريقهء مباحثهء انبياء ( ع ) را با غير ايشان در قرآن ذكر كرده ، مثل مباحثهء حضرت ابراهيم ( ع ) با نمرود كه پيش اشاره شد ، و در كتب علماء ( قدس سرهم ) مثل كتاب احتجاج و كتاب عيون اخبار رضا ( ع ) و غير آن ، طريقهء مباحثه حضرت خاتم ( ع ) و اهل بيت او را با كفّار و زنادقه و ملاحده و غير آن ذكر كرده‌اند . آيا ثالث در ميان بود و معصوم ( ع ) ديگرى را ثالث قرار مىداد ؟ پس هر كه اين شرط را كرده مخالفت طريقه چهارده معصوم ( ع ) و ساير انبياء ( صلوات اللّه عليهم اجمعين ) را نموده . و اگر به جهت اين شرط كرده كه مبادا العياذ باللّه بىانصافى و كافر ماجرائى در ميان آيد ، بايد از ايشان پرسيد كه كدام طرف را بىانصاف فرض كرده‌اند . اگر ديگران را فرض كرده‌اند و ايشان را مؤمن مىدانند ، پس جواب خدا را چه مىدهند كه فرمود
إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ
161 و فرمود
وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً
162 و هكذا آيات بسيار ، و جواب معصوم ( ع ) را چه مىدهند كه فرموده‌اند فعل مسلم را تا چه حدّ حمل بر صحت كن و گوش و چشم خود را تكذيب كن 163 و هكذا . و اگر اينها را مؤمن و مسلم نمىدانند ، پس اين احاديث را كه اين علماى ما دست به دست نوشته‌اند هم قبول نكنند زيرا كه طريقهء راويان و جمع كنندگان ، مثل كلينى ( قدس سره ) و صدوق ( قدس سره ) و علماء و فقهاء ، همه همين است كه در دست همهء مردم است . پس اگر اهل اين زمان و اين علماء مؤمن و مسلم نيستند آنها هم العياذ باللّه به طريق اولى نيستند ، پس احاديثى كه از ايشان به دست آمده چه اعتبار خواهد داشت ؟ آيا طريقه مجلسى ( قدس سره ) مثلا غير از اين است كه در دست مردم است ؟ و اگر خودشان را بىانصاف فرض كرده‌اند مع ذلك ديگران بگويند بياييد با هم مباحثه نمائيم و ثالث هم نمىخواهيم ، ايشان چرا بايد مضايقه كنند ؟ چهارم آن كه دليل واضح و روشن را شكى نيست كه عوام هم مىفهمد ، يعنى زيركان و دانايان ايشان . هر كه مرد است در مجمع ايشان حق را واضح و روشن نمايد .