اشارت به اين حديث كرده صدر آن را در طىّ كلام ذكر نكرده باشند ، قدحى در روايت كلّ و معارضه با متّفق عليه مسلمين نمىكند .
و امّا احتمال اينكه شايد غرض تنصيص [ به ] موالات على باشد تا عموم آيه را تخصيص به مسلمين سواى على - ع - ندهند آيا به كدام عناد و شقاوت توهّم اين توان كرد ، كه موالاتى كه هر مؤمنى را با مؤمنى ، ثابت است با على - ع - ثابت نباشد و از مؤمنين خارج باشد تا اين توهّم را حاجت افتد به رفع نمودن به چنان مبالغه و اهتمام عظيم ، كه شمّهاى از آن بيان شد . و آيا به خاطر كدام مبغض معاند مىرسد كه على - ع - را از درجهء ادنى و اضعف مردم نازل و ساقط داند كه محتاج شود به اين تنصيص ؟ نعوذ باللّه من العصبيّة و الجدال .
و امّا احتمال اينكه شايد غرض افادهء مجرّد شرافت باشد براى على - ع - بدون ارادهء امامت ، خلاف ظاهر است نظر به آن همه اهتمام پيغمبر - ص - و شواهد ديگر كه اشاره به بعض آنها شد مانع جواز اين احتمال است با وجود اينكه بر هر صاحب تميزى ظاهر است كه مقارن كردن پيغمبر - ص - موالات على - ع - را ، با موالات خود و به منزلهء خود قرار دادن بر سبيل گزاف نيست بلكه مبنى بر مزيّت و فضيلت آن حضرت است بر جميع امّت به اعتراف خصم ، و همين مزيّت موجب امامت است به اتّفاق عقلا . و نيز جمهور شيعه و بسيارى از علماى اعلام اهل سنّت متّفقند به صحّت اينكه آيهء :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ »
« 1 » . در باب عقد ولايت آن حضرت نازل شده ، و قضيّه « يوم الغدير » بنا بر نزول اين آيه بود .
و بيانش اينكه رسول اللّه - ص - مأمور شده بود به تبليغ ولايت و امامت آن سرور به امّت و بنابر استشمام كراهت و نقل اين امر بر اكثر اصحاب تأمّل در تصريح و تعيين آن سرور به خلافت جهارا در ميان جمهور مىنمود تا در روز غدير بر سبيل عتاب ، آيهء
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) 71 .