تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
از ثقات باشند ضررى به ثبوت صحّت خبر نتواند كرد چنان كه قدح قادحين در علوم ضروريّه و شبههء سخيفهء ايشان تأثيرى در صحّت [ و ] جزم به معلومات يقينيّه نتواند داشت ؛ و اين بر همه ذى عقلى ظاهر است و انسان را حيرتى عظيم حادث شود از صدور نام قدح در صحّت و ثبوت حديث غدير كه از زبان علما صادر گردد ، با وجود اشتمال اينهمه كتب معتبره در ميان هر فرقه‌اى از فرق اسلاميه بر اين حديث تا اينكه بعضى از علماى اهل سنّت كتب منفرده تصنيف كرده‌اند كه مشتمل بر اخبار غدير ، و اسناد اين حديث شريف است و از آن جمله ابن عقده « 1 » است كه از ثقات علماى ايشان است كتابى مسمّى به كتاب ولايت تصنيف كرده و جمع كرده در آن كتاب جميع اخبار واردهء در غدير را . و ذكر اسامى روات حديث غدير كرده و اكثر صحابه را نام برده از جمله : ابو ذر و سلمان و عمّار و حذيفه و عباس بن عبد المطّلب و سعيد بن مالك و ابو بكر و عثمان و طلحه و زبير و عبد الرحمن و غيرهم كه زياده بر صد كسند از روات اين حديث در آن كتاب ذكر نموده . و صاحب كتاب طرائف نقل كرده و گفته كه اين كتاب نزد من موجود است موشّح به خطوط و اجازات جمع كثيرى از ثقات علماى معتبرين « 2 » . و امّا آنچه شارح مقاصد در بيان احتمال بودن « مولى » به معنى « ناصر » و « محبّ » گفته بنابر مناسبت با آخر حديث كه جملهء دعائيه « 3 » است چگونه معارضه تواند كرد با مناسبت صدر حديث . و « فاء » تفريع و دلالت اسلوب كلام ، و قراين مقام ، و اينكه گفته اوّل حديث را اكثر نقل نكرده‌اند دعواى اكثريت او دور است از صدق و ديانت ، و حال اينكه نقلهء تمام حديث بلاشبهه متجاوزند از حدّ تواتر و تمام حديث همچنانكه ذكر كرديم متّفق عليه امّت است ، و هر فرقه‌اى آن را روايت كرده‌اند . پس اگر جمعى اجمالا
هامش
( 1 ) . وى ابو العباس احمد بن محمد بن سعيد همدانى حافظ معروف به ابن عقده است . ( 2 ) . الطرائف 140 . ( 3 ) . و الجملة الدعائية ايضا دليل واضح على خلافته - عليه السلام - لانّها دعاء يختص بالرؤساء و الامراء و لا يناسب لغيرهم .