تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
و امّا اينكه تمام كتمان كرده‌اند و هيچ كس اظهار آن نكرده خلاف واقع است ، بلكه هر كس از صحابه كه اعتنايى به دنيا نداشت و غرضى در خاطرش نبود اظهار كرد و غايتى بر آن مترتّب نشد و خود با غاصبين مجادلات به وجه احسن فرمود و به گواهى طلبيد مردم را در قضيّهء « غدير » . زيد بن ارقم روايت كرده كه دوازده كس از اعيان صحابه كه از حاضرين « بدر » بودند گواهى دادند و من نيز گواهى داشتم و كتمان نمودم از آن است كه حق تعالى مرا نابينا كرد و در آن ايّام آوازها بلند شد و گفتگو بسيار شد . عمر ترسيد كه مبادا گوش به سخن على - ع - كنند و كار ايشان مختل شود . پس گفت : يا ابا الحسن ، خداى تعالى ، مقلّب القلوب است دل تو را به سوى ما خواهد گردانيد ، و گمان ندارم كه تو مخالفت جماعت را روا داشته باشى « 1 » ، و جماعتى از دينداران صحابه پنداشتند كه حسب المصلحت چندى نام رياست و خلافت و تجهيز لشكر و سردارى مردم اگر با ابو بكر باشد منافى امامت و رياست حقيقى على - عليه السلام - نخواهد بود و به اين سبب نيز راضى و متقاعد « 2 » شدند ، غافل از اينكه اين غصب حقيقى و خروج امامت است بالكلّيه از خاندان رسول - ص - و ازهاق حقّى است . كه هرگز چاره نپذيرد . و ابان بن تغلب از ابى عبد اللّه جعفر بن محمّد الصادق - عليه السلام - روايت كرده كه پرسيدم از آن حضرت كه آيا هيچ كس از اصحاب بر فعل ابو بكر و نشستن او به جاى رسول - صلى اللّه عليه و آله و سلّم - انكار نكرد و سخنى نگفت ؟ آن حضرت فرمود كه : آرى دوازده كس از مهاجر و انصار ؛ شش كس از مهاجرين ؛ خالد بن سعيد بن عاص از - بنى اميّه - و سلمان فارسى و ابو ذر غفارى و مقداد و عمّار و بريدهء اسلمى ، و شش كس از انصار ؛ ابو الهيثم بن التّيهان ، و سهل و عثمان پسران حنيف ، و خزيمه بن ثابت ذو الشهادتين و ابىّ بن كعب ، و ابو ايّوب انصارى . و چون ابو بكر بر منبر رفت با هم مشورت كردند كه بروند و او را از منبر فرود آورند . پس بعد از گفتگو قرار دادند كه اوّل
هامش
( 1 ) . الاحتجاج ، ط بيروت 1 / 75 . ( 2 ) . در نسخهء « ن » متعاقد .