تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
پس بشير بن سعد گفت او مردى به غايت لجوج است وى را رها كنيد كه در ترك او هيچ مضرّت نيست . پس ترك سعد كردند ، و او و قومش به ايشان بيعت نكرد تا در زمان عمر بيعت نكرده از دنيا رحلت كرد . و بالجمله در اين منازعات و مبايعات على - ع - با جمعى از بنى هاشم مشغول تجهيز رسول اللّه - ص - بودند و بعد از فراغ به مسجد آمده بنو هاشم نزد آن حضرت مجتمع شدند و بنو اميّه نزد « عثمان » و بنو زهره نزد « عبد الرحمن [ بن عرف ] » فراهم آمدند و ابو بكر و عمر و ابو عبيده با اتباع كار خلافت را صورت داده به مسجد حاضر شدند و گفتند : « قوموا فبايعوا أبا بكر فقد بايعه الأنصار و الناس » « 1 » . عثمان و عبد الرحمن با اتباع خود برخاسته بيعت كردند ، و على - عليه السلام - بعد از نكوهش ايشان به منزل خود رفتند ، و زبير و بنى هاشم در خدمت آن حضرت - عليه السلام - بودند . پس عمر با اسد بن حصين و سلمة بن سلامة و جماعتى نزد آن حضرت رفته گفت : بيعت كنيد با ابو بكر ، زبير شمشير كشيد كه بر عمر زند ، سلمة بن سلامة ، شمشير از دستش گرفته ، عمر از او گرفته بر زمين مىزد تا شكسته شد . پس جماعت بنى هاشم بعد از وفات فاطمه - ع - نزد ابو بكر حاضر شدند و عمر گفت كه با ابو بكر بيعت كنيد و الّا شمشير در شما گذاريم . بنو هاشم يك يك بيعت كردند تا كسى نماند مگر آن حضرت ، پس گفتند به آن حضرت كه بيعت كن . در جواب فرمود : « أنا احقّ بهذا الأمر منه و انتم اولى بالبيعة لي ، و أنا احتجّ عليكم به مثل ما احتجتم على الأنصار ، و أنا أولى برسول اللّه حيّا و ميتا و أنا وصيّه ، و وزيره ، و مستودع سرّه و علمه » « 2 » . و معلوم است كه آن حضرت با ايشان در اين وقت كه ترك نصوص كرده بودند و خلافت را به قرابت رسول صاحب شده و به حجّت قرشيّت بر انصار غالب شده و در مقام شدت و غلظت و فظاظت « 3 » و اخذ بيعت به عنف بودند اگر محاجّه به نصوص مىكرد هر آيينه چون متضمّن تخطئهء جميع صحابه بود در مخالفت نصوص لا محاله
هامش
( 1 ) . الاحتجاج ، ط بيروت 1 / 73 . ( 2 ) . الاحتجاج ، ط بيروت 1 / 73 ، بحار الانوار 28 / 188 - 175 . ( 3 ) درشتى .