تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
حدوث عارضهء مرض موت « اسامة بن زيد » را امير لشكر كرده بود و صحابه را مأمور ساخته به متابعت و مسير به جانب فلسطين ، و در مرض موت تكيه بر على و عباس نموده بر اصحاب سيّما انصار كه به در خانهء مبارك ازدحام نموده بودند بيرون آمدند و وصيّت بليغى به تجهيز جيش اسامه فرموده او را با مهاجر و انصار امر به خروج نمودند . اسامه گفت كه رخصت ده آن قدر صبر كنيم كه عارضه زائل شود كه دلهاى ما تاب ندارد كه تو را به اين حال گذاشته دورى نماييم آن حضرت تأكيدى بليغ و مبالغه‌اى عظيم در خروج نموده مكرّر فرمود : « جهّزوا جيش أسامة ، لعن اللّه المتخلّف عن جيش أسامة » « 1 » . پس في الحال اسامة بيرون رفته ، در يك فرسخى مدينه معسكر ساخت . و منادى رسول اللّه ندا در داد كه تخلّف از جيش اسامه مكنيد ، و هر كه تخلّف كند لعنت خدا و رسول بر او باد . و از جملهء جماعتى كه به مصاحبت و متابعت اسامه مأمور بودند ابو بكر و عمر « 2 » بود ، و اسامه در كوچ كردن از معسكر تعجيل داشت و اصحاب تعلّل مىنمودند و منتظر بودند كه حال رسول اللّه چون مىشود تا آنكه مرض آن حضرت شدّت كرد و بعد از دو روز از خروج اسامه وفات روى نمود ، و خبر به لشكر رسيد ، اكثر مراجعت كردند و در مدينه ازدحام و غلغلهء عجيب و حالى غريب پيش آمد . ابو بكر بر شترى سوار به مسجد آمد و فرياد كرد كه ايّها النّاس اگر محمّد مرد ، ربّ محمّد زنده است و ناچار است اين امر را از كسى كه قيام به آن نمايد « 3 » . و چون اين كلام گفت روى به خانهء « سعد بن عباده » - كه سيّد انصار و بزرگ قبيلهء خزرج بود - نهاده او را در حالت بيمارى به « سقيفهء بنى ساعده » كه محلّ اجتماع و ديوان ايشان بود آوردند و عمر با ابو بكر و ابو عبيده روى به سقيفه آورده ازدحامى عظيم در سقيفه روى داد . بعد از گفتگوى بسيار ، ابو بكر با انصار گفت من شما را به ابو عبيده يا عمر دعوت مىكنم و هر
هامش
( 1 ) . مستدرك الصحيحين 3 / 109 و 110 و 116 ، ترمذى 5 / 633 ، ؟ 3713 ، صفة الصفوة 1 / 313 ابن ماجه 1 / 43 ، ح 116 ، مسند احمد 4 / 281 . ( 2 ) . دلائل النبوه از بيهقى 7 / 200 ، المسترشد 116 . ( 3 ) . الاحتجاج ط بيروت 1 / 71 ، تاريخ طبرى بعد از هجرت 2 / 232 .
فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 165 | محمد علي حزين لاهيجي