تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
ممكن است تجويز كردن متمسك شدن مثل آن حضرت به فعل جاهلى كه اذيت به فاطمه و امير المؤمنين عليهما السّلام و غير ايشان رسانده باشد با ظهور قباحت اين ايذاء از براى هر كسى كه از فطرت اصليه بيرون نرفته باشد ؟ ! و از آن جمله قول راوى كه فوثب الامام من مكانه . . چه سؤال سائل مقتضى ارشاد است نه طيش كه سياق روايت دلالت بر آن دارد با آنكه اين طيش از طريقهء آن حضرت بلكه از طريقهء خلّص شيعيان آن حضرت هم بدر است همچنان كه ظاهر است از براى كسى كه تتبع سيرت ايشان كرده باشد . و غرض از قول سائل كه أ تقول هكذا ممكن است كه استكشاف اعتقاد آن حضرت باشد نسبت به ابو بكر به اعتبار اغراض باطله كه ناشى مىشود از نفاق ، و در اين وقت جواب حضرت به آنچه به او نسبت داده شده است دلالت بر اعتقاد آن حضرت نمىكند به امر مذكور بلكه ممكن است كه قول و فعل آن حضرت تقيه باشد .

[ عصمت ائمه عليهم السّلام مستفاد از كلام زمخشرى ]

بدان كه قول زمخشرى دلالت بر عصمت ائمه از اولاد فاطمه عليها السّلام در بودن ايشان به تعيين اللّه تعالى دارد به واسطهء قول آن حضرت كه « امناء ربى » و به قول آن حضرت كه « حبل ممدود » . . و بر هلاك متخلّف از حل ولايت . پس ظاهر مىشود از اين روايت بطلان مذهب اهل سنت كه قائل نشده‌اند به امامت اولاد فاطمه عليها السّلام و بر بطلان مذهب زيديه و غير ايشان از آن جماعتى كه قائل به عصمت ائمه نيستند . پس ثابت شد به اين روايت طريقهء اماميهء اثناعشريه بعد از ابطال مذاهب كيسانيه و ناووسيه و غير ايشان از جماعتى كه به عصمت امام قائل باشند اما به
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 384 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)