تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
امامت دوازده امام قائل نباشند . كسى نگويد كه : ممكن است ابطال قول اهل سنت و كيسانيه به قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : « و الأئمة من ولدها امناء ربّى » « 1 » . زيرا كه ما مىگوئيم : دلالت دارد روايت بر بودن ائمه از اولاد او و معصومين نه بر حصر ائمه در ايشان ، پس واجب است ابطال مذهبشان ، يا به عدم قول ايشان به امامت در اولاد فاطمه عليها السّلام يا به عدم قول به عصمت در امام اگر چه قائل باشد به امامت در اولاد او به معنى از معانى امام يا به وجه ديگر . پس باطل مىشود مذهب اهل سنت به اول ، و كسى كه قائل باشد در بعض اولاد او به امامت به معنى ديگر تقدم قول او به عصمت ، و قول كيسانيه به عدم صلاحيت محمد بن حنفيه مر امامت را ، و به عدم ظهور دعواى او مر امامت را و به انقراض اين مذهب . و وجه اخير دلالت مىكند به بطلان بسيارى از مذاهب سخيفه . و تأييد مذهب اماميت اثنا عشريت مىكند آنكه محمد بن على جواد و على بن محمد هادى صلوات اللّه عليهم بعد از انتقال پدرشان بر روضهء قدس در سنّى بودند كه نقل نكرده‌اند و از قرب زمان تكليف از كسى كه از جمله حجج الهى نباشد اينكه متصف باشد در اين سن به علم و كمال مطلقا بلكه غير ايشان در اين سن از مرتبهء تكليف و از قرب زمان تكليف بيرونند . و ظاهر است ميان عامه و خاصه كه اين دو امام عليهما السّلام علم را از احدى از ابناء زمان خود اخذ نكرده‌اند ، پس علم ايشان نبوده است مگر از جانب خداى تعالى و مثل اين علم در مثل اين حال از اكمل معجزات باهره است نزد ارباب
هامش
( 1 ) . الطرائف : 118 ، بحار الانوار 23 / 110 .