تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
هامش
نكند . اما مستحق زكات پس هشت طايفه‌اند : اول و دوم : فقراء و مساكين و ايشان كسانيند كه قوت ساليانه خود و عيال خود نداشته باشند و قادر بر كسبى نباشند كه معاش خود و عيال را به آن توانند گذرانيد و احوط آن است كه صالح باشند و گدا و سائل به كف نباشند . سوم : كسى است كه امام عليه السّلام نصب مىكند براى گرفتن زكات و حصه‌اى به او مىدهد و در اين زمان آن نمىباشد غالبا و همچنين . چهارم : مؤلفة قلوبهم‌اند در اين زمان نمىباشند غالبا . پنجم : صرف كردن در آزادى بندگانست مثل آقائى غلام خود را مكاتب كرده است كه مال بدهد و آزاد شود و او عاجز باشد از دادن آن مال از زكات حصه به او مىتوان داد كه به آقا بدهد و آزاد شود يا غلامى كه از دست آقا در تعب باشد از مال زكات بخرند و آزاد كنند . ششم : قرض‌دارانند كه قرض كرده باشند و در معصيت صرف نكرده باشند در اداى قرض ايشان مىتوان داد . هفتم : فى سبيل اللّه است يعنى : صرف راههاى خير مانند جهاد فى سبيل اللّه و يارى حاجيان و زائران ائمه معصومين و بناى مساجد و پلها و امثال اينها و بعضى گفته‌اند كه مخصوص جهاد است در زمانى كه جهاد حق باشد و اين احوط است . هشتم : ابن سبيل است و آن كسى است كه به غربت افتاده باشد و خرج رفتن به خانهء خود نداشته باشد آن مقدار به او مىدهند كه به خانه خود برسد اگر سفرش معصيت نباشد و بايد كسى كه به او زكات مىدهند غير مؤلفه شيعه اثنى عشرى باشد . و احوط آن است كه اجتناب از گناهان كبيره كند خصوصا شراب خوردن و ديگر شرط است كه واجب النفقه مالك نباشد مثل پدر و مادر و جد و جده هر چند بالا روند و فرزندان و فرزندزادگان هر چند به پايين آيند و بنده ، و بهتر آن است كه زكات را به خويشان پريشان دهند غير اينها كه مذكور شد اگر شرايط را داشته باشند . و غير سيد زكات به سيد نمىتواند داد اما سيد زكات خود را به سيد و غير سيد مىتواند داد و احوط آن است كه به شريف هم ندهد . و بهتر آن است كه زكات را به نزد مجتهدى يا عالمى كه مصارف زكات را داند ببرند كه او