تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
و بارانهاى باغهاى ايالت و حكومت و پيشروان ميدان جود و خزّان نقدهاى خرج كردن و علمهاى بلند در ارشاد و هدايت و كوههاى بلند در فهم و ادراكند ، و ايشان چنانند كه در شأن ايشان گفتم : دريافته بينيها بوى خوش كمالات اولاد فاطمه را بالا رفتند « 1 » ايشان
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء خطى مطالبى دربارهء زكات و نصابهاى مختلف آن آمده كه ربطى به كتاب ندارد و به احتمال قوى از مؤلف هم نيست ، ولى جهت حفظ تمامى مطالب و حواشى نسخهء عين آن را در اين مقام درج مىكنيم : رساله در زكات الحمد للّه رب العالمين و الصلاة على سيد المرسلين محمد و عترته الطاهرين المعصومين . اما بعد : بدان كه زكات در نه چيز واجب است : اول : طلا هرگاه مقدار بيست اشرفى باشد و سكه داشته باشد و يك سال بماند كه بدل نكنند و تغيير ندهند مقدار چهل يك آن را به زكات مىبايد داد و بعد از آن هر چهار اشرفى كه زياد شود بعد از سال چهل يك مىبايد داد . دوم : نقره است هرگاه به دويست درهم برسد كه تخمينا دوازده هزار و ششصد دينار است و سكه داشته باشد و يك سال به حال خود بماند بعد از سال چهل يك مىبايد داد و همچنين هر چهل درهم زياده شود كه دو هزار و پانصد و بيست دينار باشد چهل يك آن را مىبايد داد . سوم : شتر است و نصاب آن دوازده است : 1 - پنج شتر است و در آن يك گوسفند مىبايد داد . 2 - ده شتر است و در اين دو گوسفند است . 3 - پانزده شتر است و در آن سه گوسفند است . 4 - بيست و پنج شتر است و در آن پنج گوسفند است و گوسفندى دهند بهتر آن است كه هفت‌ماهه يا در هشت باشد و كمتر نباشد اگر گوسفند باشد و اگر بز باشد يك ساله پا در دو باشد . 5 - بيست و شش شتر است بايد كه يك شتر مادهء يك ساله پا در دو بدهد و اگر نداشته
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 378 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)