و بارانهاى باغهاى ايالت و حكومت و پيشروان ميدان جود و خزّان نقدهاى خرج كردن و علمهاى بلند در ارشاد و هدايت و كوههاى بلند در فهم و ادراكند ، و ايشان چنانند كه در شأن ايشان گفتم :
دريافته بينيها بوى خوش كمالات اولاد فاطمه را بالا رفتند « 1 » ايشان
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء خطى مطالبى دربارهء زكات و نصابهاى مختلف آن آمده كه ربطى به كتاب ندارد و به احتمال قوى از مؤلف هم نيست ، ولى جهت حفظ تمامى مطالب و حواشى نسخهء عين آن را در اين مقام درج مىكنيم :
رساله در زكات الحمد للّه رب العالمين و الصلاة على سيد المرسلين محمد و عترته الطاهرين المعصومين .
اما بعد : بدان كه زكات در نه چيز واجب است :
اول : طلا هرگاه مقدار بيست اشرفى باشد و سكه داشته باشد و يك سال بماند كه بدل نكنند و تغيير ندهند مقدار چهل يك آن را به زكات مىبايد داد و بعد از آن هر چهار اشرفى كه زياد شود بعد از سال چهل يك مىبايد داد .
دوم : نقره است هرگاه به دويست درهم برسد كه تخمينا دوازده هزار و ششصد دينار است و سكه داشته باشد و يك سال به حال خود بماند بعد از سال چهل يك مىبايد داد و همچنين هر چهل درهم زياده شود كه دو هزار و پانصد و بيست دينار باشد چهل يك آن را مىبايد داد .
سوم : شتر است و نصاب آن دوازده است :
1 - پنج شتر است و در آن يك گوسفند مىبايد داد .
2 - ده شتر است و در اين دو گوسفند است .
3 - پانزده شتر است و در آن سه گوسفند است .
4 - بيست و پنج شتر است و در آن پنج گوسفند است و گوسفندى دهند بهتر آن است كه هفتماهه يا در هشت باشد و كمتر نباشد اگر گوسفند باشد و اگر بز باشد يك ساله پا در دو باشد .
5 - بيست و شش شتر است بايد كه يك شتر مادهء يك ساله پا در دو بدهد و اگر نداشته