تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦

[ مرگ جاهليت با جهل به امام معصوم ]

و از آن جمله روايت مستفيضه در ميان فرق اهل اسلام كه قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است كه فرموده است كه : « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية » « 1 » . و از اين روايت ظاهر مىشود بطلان قول كسى كه امامت را منحصر در چهار مىداند ، و اين ظاهر است . و بطلان قول كسى كه مىگويد كه : امام در كلّ زمان واجب است به تعيين مردم به دو وجه اول به عنوان ظهور و آن اين است كه معرفت امام واجب مطلق است بر كافهء ناس ، و اگر امامت به نصب و تعيين كردن باشد هرآينه وجوب معرفت مشروط به تعيين خواهد بود ، و تعيين اولى به وجوب خواهد بود از معرفت . پس ترك كردن امر به تعيين و مبالغهء تمام در معرفت كردن دلالت مىكند بر اينكه امام معين باشد بىمدخليت تعيين امت . و دوم آنكه : عقل حكم مىكند از حكم كردن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به وجوب معرفت امام به حيثيتى كه عدم معرفت سبب آن شود كه مردن به آن حالت مثل مردن جاهليت باشد به اينكه امام متّصف است به كمال زائد از جانب اللّه تعالى كه واجب باشد معرفت صاحب اين كمال به واسطهء اطاعت و امتثال اوامر او ، و گردانيدن او وسيله ميان خود و اللّه تعالى . و اگر امامت به تعيين مردم بود ممكن بود كه تعيين متعلق شود به فاقد كمال ، و واجب است در اين وقت مخالفت امام هرگاه حكم كند به چيزى كه
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 8 / 1368 ، ديگر منابع اين حديث قبلا گذشت .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 366 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)