كه بعض علماء كرام رحمه اللّه ذكر كرده است .
و گويا كه او اعتبار نكرده است اقوال سخيفه كه حادث شده است در بعض ايام تحيّر و منقرض شده است قول به آن اقوال .
و ممكن است تأييد به اينكه ممكن نيست خفاء مذهب حق و دليل آن بر طالب حق و نجات كه نفس خود را مخلى گرداند از اغراض باطله ، و تفتيش كند اقوال و آثار را به نحوى كه نبيند امرى كه صلاحيت دليل بودن بلكه شبهه بودن داشته باشد .
و چگونه ممكن است كه مأخذ اصلى از اصول دين مختفى باشد در زمانى از ازمنهء تكليف به حيثيتى كه معروف نباشد در كتب مدوّنه در اين اصل ، و مذكور نباشد در السنهء باحثين در اصل به وجهى از وجوه .
و به اين طريق ظاهر مىشود بطلان بسيار از مذاهبى كه مخالف مذهب حق حق است و آنچه محتاج است به ابطال باطل مىشود به روايت مذكوره .
خلاصهء سخن آنكه غير اماميهء اثناعشريه از سفينهء نجات ظاهر است از براى كسى كه تدبر كند در گفتهء ما سابقا و در اينجا .
و تأييد مذهب حق مىكند آنچه روايت كرده است ابن اثير در « جامع الاصول » در فصل اول از باب اول از كتاب چهارم از حرف خا ، و آن كتاب خلافت است از « صحيح بخارى » « 1 » و « مسلم » « 2 » و « ابى داود » « 3 » از جابر بن سمره گفت كه : شنيدم كه نبى صلّى اللّه عليه و آله مىگفت كه : « كان بعدى اثنا عشر اميرا » فقال :
كلمة لم اسمعها .
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى 8 / 127 .
( 2 ) . صحيح مسلم 6 / 3 .
( 3 ) . صحيح ابى داود 2 / 309 ح 4279 ، نيز بنگريد به : طرائف : 169 ح 260 .