و من گفتم نقيب را كه : آيا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام دانستند نهى كردن عتبه مردم را از قتل ؟
گفت : نه بدرستى كه ايشان علم ندانستند اين را در اين شب و ندانستند مگر بعد از اين شب ، و بدرستى كه روز بدر گفت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله چون ديد عتبه را و رعايت كرد از براى او آنچه از او صادر شده بود اگر در قوم خيرى باشد در صاحب شتر سرخ خواهد بود .
و اگر فرض كنيم كه على دانسته باشد آنچه عتبه به ايشان گفته است ساقط نمىكند اين فضيلت او را در مبيت چه اعتماد نداشت كه ايشان سخن عتبه را قبول مىكنند ، بلكه ظن هلاك و قتل غالب بود .
و اما على عليه السّلام اين بود كه بعد از دادن ودايع ، بيرون رفت بعد از سه روز از هجرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و نزول كرد در قبا بر كلثوم بن هدم ، پس نزول كرد با او در منزل او و بود ابو بكر كه نزول كرده بود در قبا باز در منزل حبيب بن سيّاف ، بعد از آن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بيرون رفت و ايشان با او بودند تا نزول كرد در مدينه بر ابى ايوب خالد بن يزيد انصارى .
و روايت كرده است ابن بطريق رحمه اللّه در فصل سىام از « عمده » « 1 » از « تفسير ثعلبى » در تفسير قول اللّه تعالى
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
« 2 » به اسناد او كه گفت كه : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله چون ارادهء هجرت كرد گذاشت على بن ابى طالب صلوات اللّه عليه را به واسطهء قضاء ديون او و رد كردن ودايعى كه نزد او بود ، و امر كرد او را در شبى كه بيرون رفت به غار در حالتى كه مشركان
هامش
( 1 ) . العمدة : 239 - 240 ح 367 به نقل از تفسير ثعلبى ، نيز بنگريد به : غاية المرام : 345 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) : 207 .