بر اين ، و نقل كرده است از كتاب
وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى . .
« 1 » ، و از سنت و آثار بعض احاديث موضوعه را نقل كرده است كه در موضع آن نقل كردم ، و از امارات فتح بلاد و قلّت اختلاف و نزاع را گردانيده است .
و در كلام او ضعف ظاهر است چه آيه دلالت بر مقصود او نمىكند همچنان كه قبل از اين ظاهر شد .
و اما ضعف تمسك او به اخبار و آثار به واسطهء آنكه متفرد بودن اهل سنت بر افضليت سابقين بر امير المؤمنين عليه السّلام و ثبوت وضع اخبار در فضايل ثلاثه و تابعان ايشان در زمان معاويه به سبب امر كردن او به وضع آن اخبار و به واسطهء طلب جاه و جائزه به آن وضع كردن و اخبار مذكوره به سبب شبهه از براى صاحبان ديانت شدن به واسطهء بودن بعض واضعان اخبار در فضايل سابقين ، مرائيان ظاهر الصلاح همچنان كه ذكر كرده است ابن ابى الحديد ، و من قبل از اين نقل كردم . . ساقط مىكنند اخبارى را كه دلالت بر فضايل ايشان مىكند از درجهء اعتبار ، و با اين قبل از اين ظهور ضعف در بعض اخبار و آثار وضع در بعض را ذكر كردم ، پس رجوع با آن كن تا بر تو واضح شود امر .
و چون معارضه مىتوان كرد به امثال اين امور واهيه اخبارى را كه نقل آنها كردهاند فرق و بسيارى از آن اخبار را اهل سنت حكم به صحت كردهاند و داعى بر وضع آن اخبار نبوده همچنان كه بيان آن شد قبل از اين .
[ ديگر فضائل امير مؤمنان عليه السّلام به روايت خصم ]
و ايضا ترك مىكنم غير اخبارى كه شارح نقل كرده است و اكتفا به آن مىكنم
هامش
( 1 ) . ليل ( 92 ) : 17 .