تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
كه خواهد شد . گفت عبد المحمود : و روايت كرده است صدر الأئمة نزد ايشان موفق مكى خوارزمى اينكه على بن ابى طالب عليه السّلام در روز شورا زياد كرد بر اين در مناظرهء با ايشان و احتجاج بر ايشان و اينكه احتجاج كرد هفتاد منقبت از مناقب او . تمام شد .

[ غرض از مناشدهء حضرت به بعضى از كمالات عرضيّه ]

اگر سايلى گويد كه : تو قبل از اين ذكر كردى وقتى كه استدلال مىكردى بر امامت او به بعض آنچه مناشده به آن كرده است به اين قسم كه مناشدهء آن حضرت در مقام استدلال او بر استحقاق امامت دلالت دارد كه آنچه مناشده به آن كرده است دلالت بر امامت آن حضرت كند به روايت متواتره دوران حق با او ، و در اينجا ظاهر شد كه مناشدهء آن حضرت همچنان كه به كمالات حقيقيه بوده است همچنين به كمالات بالعرض هم بوده است مثل بودن عم او اسد اللّه و اسد رسول اللّه و بودن برادر او ذو الجناحين ، و ظاهر است كه كمالات اضافه مطلقا و بعض كمالات فى نفسه آن حضرت هم صلاحيت اين ندارند كه استدلال كرده شود به آنها بر تعين او به استحقاق ، آيا گمان مىكنى كه تعيين استحقاق او به امامت به اعتبار پرواز كردن برادرش با ملائكه يا او چشم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را به هم گذاشتن شد ؟ پس باقى ماند كه غرض از مناشدهء او به بعض فضائل خارجه و داخله اين باشد كه : ظاهر شود فضايل او نزد اهل شورى تا باعث آن شود كه اهل شورى بيعت به آن حضرت بكنند به واسطهء مراعات اولى به استحقاق ، و الّا سبب امامت بيعت است و فضائل مذكوره سبب تعين اختيار نيست .