بكنند ، آيا مىدانيد معاشر مهاجرين و انصار كه اين شده است ؟
پس گفت در ميان ايشان ابو محمد يعنى عبد الرحمن بن عوف كه : شنيدم اين كلمه را از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و الّا هر دو گوش من كر شوند .
گفت : قسم به خدا مىدهم شما را آيا مىدانيد كه كسى داخل مسجد نمىشد جنب بوده غير از من ؟
گفتند : خداوندا ! آرى .
گفت : پس قسم به خدا مىدهم آيا مىدانيد كه درهاى مسجد را سد كرد و گذاشت در مرا ؟
گفتند : خداوندا ! آرى .
گفت : آيا مىدانيد كه من وقتى كه مقاتله مىكردم از جانب راست رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىگفت كه : تو از من به منزله هارونى از موسى اما اين قدر هست كه بعد از من پيغمبرى نيست ؟
گفتند : خداوندا ! آرى .
گفت كه : آيا مىدانيد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در وقتى كه گرفته بود حسين حسن را شروع كرد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه مىگفت : هى اى حسن !
پس فاطمه گفت كه : حسين كوچكتر و ضعيفتر است از او ، پس گفت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : آيا راضى نيستى كه من بگويم : هى يا حسن ! و جبرئيل عليه السّلام بگويد : هى يا حسين !
و لفظ « هى » كلمه است در برانگيختن غيرت و تحريص بر امرى مىگويند .
و بعد از اين امير المؤمنين عليه السّلام گفت كه : آيا از براى خلقى از شما مثل اين منزلت هست ؟ ما صبركنندگانيم در اين بيعت تا حكم كند خداى تعالى امرى
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 327
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص٣٢٧