اگر كسى گويد كه : ممكن است كه مراد آن حضرت به مناشده استدلال او باشد به جميع آنچه ذكر كرده است نه به كل واحد ، پس آنچه ذكر كردى كه كل واحد دلالت بر امامت مىكنند به سبب دوران حق با آن حضرت ضعيف است .
جواب مىگوييم كه : دلالت بعض آنچه مناشده به آن كرده است مثل « نعم الاخ اخوك فاستوص به » احتياج به ضميمه ندارد ، چه استيصاء به آن حضرت و قول او كه : « نعم الاخ » تقاضا مىكنند عدم ايذاء او و اطاعت او در هر چه گويد .
و همچنين قول او كه « و أنت منى بمنزلة هارون من موسى » همچنان كه ظاهر شد در وقت استدلال كردن ما به اين خبر بر امامت او ، پس سزاوار است كه حمل كرده شود كل واحد از آن امورى كه مذكورند در مناشدات او به اينكه به تنهايى دلالت مىكند بر مدّعا تا متلايم شود اسلوب .
اگر گويى كه : دلالت كردن بعض مناشدات بر مدعا منافات ندارد قصد دلالت از مجموع كردن را ، پس تنافرى در اسلوب نيست اگر ارادهء دلالت به كل واحد نشود .
جواب مىگوييم كه : چون صحيح است ارادهء كل واحد از آن جمله ذكر كرده است آن حضرت به آنچه من گفتم از قبح ترجيح مرجوح ارادهء مجموع بعيد است ، و ما بعد مناقشه ضعيف است كه وقعى نيست از براى آن اصلا .
* * *
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 331
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص٣٣١