تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
احتج بسبعين منقبة من مناقبه ) « 1 » . يعنى : مىگويد عبد المحمود كه : در روايت ديگرى هست از صدر ائمه نزد ايشان موفق بن احمد مكى كه روايت مىكند آن را از فخر خوارزم محمود زمخشرى به اسناد او به ابو ذر زيادتى در مناشدهء على بن ابى طالب عليه السّلام را از براى اهل شورا و اين لفظ آن و مناشده است : قسم به خدا مىدهم شما را آيا مىدانيد معاشر مهاجرين و انصار اين را كه جبرئيل عليه السّلام آمده است نبى صلّى اللّه عليه و آله را و گفته است كه : يا محمد ! شمشير نيست مگر ذو الفقار و جوانمرد نيست مگر على ، آيا مىدانيد كه بوده است اين ؟ گفتند : خداوندا ! آرى . گفت : كه قسم به خدا مىدهم شما را كه مىدانيد كه جبرئيل عليه السّلام نازل شد بر نبى صلّى اللّه عليه و آله و گفت : يا محمد ! بدرستى كه خدا امر مىكند تو را كه دوست داشته باشى على را و دوست داشته باشى كسى كه دوست دارد على را زيرا كه خدا دوست مىدارد على را و دوست مىدارد كسى را كه دوست مىدارد او را . گفتند : خداوندا ! آرى . پس گفت كه : قسم به خدا مىدهم شما را كه آيا مىدانيد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفته است كه : چون مرا به آسمان هفتم بردند وارد شد به سوى من نورهاى متحرك ، بعد از آن پرده‌هاى از نور پس وعده كرد نبى صلّى اللّه عليه و آله را جبار كه الهى نيست مگر او چند چيز ، پس چون رجوع كرد از نزد او ندا كرد او را منادى از عقب پرده‌ها كه : چه نيكو پدر است پدر تو ابراهيم و چه نيكو برادر است برادرت على ، پس وصيت بكن به او يعنى امت را وصيت بكن كه رعايت او
هامش
( 1 ) . طرائف : 416 .