تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
طاوس رحمه اللّه از « طرائف » « 1 » كه گفته است كه : روايت كرده است ابو بكر احمد بن موسى بن مردويه در كتاب خود ، و او از اعيان ائمهء ايشان است ، و روايت كرده است باز آن كس كه نزد ايشان مسمى به صدر ائمه كه اخطب خطباء خوارزم است موفق بن احمد مكى ، بعد از آن خوارزمى در كتاب اربعين گفته است از امام طبرانى كه : حديث كرد مرا سعيد رازى كه گفت : حديث كرد مرا محمد بن حميد كه گفت : حديث كرد مرا زافر بن سليمان گفت كه : حديث كرد مرا حارث بن محمد از أبى الطفيل عامر بن واثله ، گفت كه : بودم بر در خانه در روز شورا ، پس بلند شد اصوات ميان ايشان ، پس شنيدم على عليه السّلام را كه مىگفت كه : « بايع الناس ابا بكر و أنا و اللّه اولى بالأمر منه و أحق منه ، فسمعت و اطعت مخافة أن يرجع القوم كفارا يضرب بعضهم رقاب بعض بالسيف ، ثم بايع ابو بكر لعمر و أنا أولى بالأمر منه فسمعت و أطعت مخافة أن يرجع الناس كفارا ، ثمّ تريدون أن تبايعوا عثمان اذن لا اسمع و لا اطيع » . يعنى : بيعت كردند مردم ابو بكر را ، و من و اللّه كه اولى به امر بودم از او و احقّ به آن امر بودم از او ، پس شنيدم و اطاعت كردم به واسطهء خوف اينكه رجوع كنند قوم از اسلام و كفار شوند كه بعضى گردن بعضى را بزنند به شمشير ، بعد از آن مبايعت كرد ابو بكر از براى عمر و من اولى به امر بودم از او ، پس شنيدم و اطاعت كردم به واسطهء خوف اينكه رجوع كنند مردم و كفار شوند ، بعد از آن شما اراده داريد متابعت كنيد با عثمان آنگاه من اطاعت نمىكنم .
هامش
( 1 ) . الطرائف : 411 - 412 .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 317 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)