اراده مىكرد ، و هرگاه او را بلكه گريستن باشد هر وقتى كه خواهد آن در مثل اين وقت يكى از حيلههاست كه مغرور به آن مىشوند بسيارى از مردم .
پس ظاهر شد به آنچه ذكر كردم آنكه نحيب و گريهء ابو بكر دلالت بر توبه ندارند .
و اما عدم قبول سيدهء نساء عالميان دليل ظاهر است بر عدم تحقّق آنچه در توبه معتبر است در اين دو ، و چون توهّم حصول شرايط در اينها مىتوان كرد با آنكه اين دو چون شنيدند اصرار آن سيده را در غضب نگفتند كه : پدرت رحمة للعالمين بود و شيطان مسلط است بر اكثر ناس ، و آنچه صادر شده است از ما به اغواء شيطان بود و ما توبه كرديم از آن و عزم بر تدارك كرديم بر اكمل وجه ، پس امر كن ما را به آنچه اراده داشته باشى تا بشنويم و اطاعت كنيم ، چه اطاعت تو سبب نجات است همچنان كه مخالفت و غضب تو موجب هلاك است ، نسبت بودن تو شريك قرآن و سفينهء نجات .
و چون نگفتند آنچه افادهء اين معنى كند و مناسب كلام تامان باشد ظاهر شد كه ايشان استيفاء شرايط توبه نكردهاند .
اين به واسطهء زيادتى توضيح نسبت به بعض اذهان است و الّا عدم قبول فاطمه عليها السّلام اعتذارشان را بس است در دلالت كردن بدانچه ما ارادهء آن داريم بر وجه اكمل همچنان كه مخفى نيست بر طالبان نجات .
و ممكن است كه ارادهء توبه ايشان مثل ارادهء توبه شخصى باشد كه سؤال كرد مرا از توبه از آنچه صادر شده بود از او از اخذ مال به عنوان ظلم و عدوان ، و در حين سؤال هم اراده نداشت .
من جواب گفتم به آنچه منقول بود از حضرت صادق عليه السّلام ، و او در جواب من گفت كه : اين مشكل است .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 287
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص٢٨٧