تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
شد پس اشكال نيست مگر در اينكه قبول اعتذار لايق به كمل مؤمنان است ، پس چون لايق است به سيدهء نساء عالميان عليها السّلام ؟ ! يا جايز است اينكه گمان برده شود كه ابو بكر با خلافت و سلطنت گريه كند بر وجهى كه نزديك شود كه نفس او قطع شود و تدارك نكند آنچه تدارك آن واجب است ؟ اين از گمانهاى بعيد است !

[ عدم توبهء ابو بكر ]

و جواب مىگوييم كه : نادم از معاصى هرگاه نادم شود از آن ندامت درست و تدارك كند آنچه محتاج است به تدارك ، عفو مىكند از آن كسى كه كامل باشد ايمان او ، پس چگونه عفو نكند سيدهء نساء عالميان اگر توبه جامع شرايط توبه باشد . و آنچه مذكور شد از استدلال بر بودن اعتذارشان به واسطهء محض توبه ضعيف است چه ممكن است كه سبب آن حيله‌ها و دواعى باشد كه تو را اطلاعى بر آنها نباشد ، و ممكن است كه يكى از آنها جلب محبت كسى باشد كه تأمل در امور نكند حق تأمل . و آنچه گمان برده شد از دلالت كردن نحيب و گريه بر توبهء كامله كه باعث بر جميع آنچه در توبه معتبر است باشد ضعيف است باز ، زيرا كه ممكن است كه ندامت او از قبايحى باشد كه انتظام امر او به آن محتاج نباشد ، مثل كشف بيت فاطمه عليها السّلام همچنان كه نقل كرده شده است از او اظهار ندامت از آن در وقت قرب انتقال او به دار جزا ، و ممكن است كه از براى او ملكهء گريستن باشد نزد ارادهء آن همچنان كه نقل مىكنند از جماعتى تا آنكه نقل كردند جماعتى از شخصى از معاصرين ما كه او را ممكن بود گريستن هر وقتى كه