تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
در آن خطبه دعواى ارث فاطمه مذكور است چنان كه در جاى خود نقل شد ، و دعواى ارث را به زمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مناسبتى نيست . و اگر فرض كنيم كه دعواى نحله بود باز به آن زمان مناسبت ندارد ، و كلمهء انما هو ثعالة شهيده ذنبه كه مشتمل است بر كمال بىادبى اشاره است به كلام فاطمه عليها السّلام در آن خطبه كه دلالت دارد كه خلافت حق امير المؤمنين عليه السّلام است اگر چه اين فقره باب اين دارد كه اشاره به دعواى فاطمه و شهادت امير المؤمنين عليه السّلام باشد اما اول مناسب سابق و لاحق است ، چه تعبير به ملازم هر فتنه مناسب دعواى فدك نيست . و همچنين مناسب است تعبير كردن به اينكه فتنه را سر گيرند بعد از آنكه كهنه شده است . و قول او كه : تستعينون بالضعفة هم اشاره به اين است يعنى استعانت مىجوييد در اين امور به زنان و طلب نصرت به ايشان مىكنيد همچو ام طحال كه دوست‌ترين اهل او زانى است ، يعنى همچنان كه احب امر در نزد ام طحال زنا بود احب امور در نزد فاطمه عليها السّلام خلافت امير المؤمنين عليه السّلام است ، و وجه مناسبت بطلان امر است به حسب تدليس و تلبيس كه منظور اوست . قول او كه : ألا إنى . . يعنى : بدانيد كه اگر من خواهم بگويم يعنى : سخنان انصار را هرآينه خواهم گفت ، و اگر بگويم ظاهر مىشود عداوت سخن نمىگويم مادام كه ترك كرده شوم . بعد از آن التفات كرد به انصار و گفت : بتحقيق كه رسيده است به مقالهء سفهاء شما و سزاوارترين كسى كه ملازم عهد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است شماييد ، بدرستى كه آن حضرت آمد نزد شما و شما جا داديد و نصرت كرديد . بدانيد كه من بسط يد و لسان نمىكنم بر كسى كه مستحق اين نيست .