امير المؤمنين عليه السّلام محبت دارد آن حضرت را و محبت او دلالت بر ايمان آن بعض مىكند ، و اين منافات دارد با آنچه شيعه قائلند به آن .
جواب آنكه : مقصود ما در اينجا دلالت اخبار است بر بطلان امامت ثلاثه ، و بودن امام بعد از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله امير المؤمنين عليه السّلام ، و اين دو مطلب ثابت شد به آنچه ما ذكر كرديم .
و اما بطلان مؤمن بودن كسى كه محبت امير المؤمنين عليه السّلام داشته باشد با قائل به امامت ثلاثه بودن ظاهر مىشود به آنچه در اوايل كتاب ذكر كرديم كه امامت از اصول دين است ، پس مىگوئيم در اين اخبار كه : ما قبول نداريم كه كسى كه قائل به امامت سابق بر امير المؤمنين عليه السّلام باشد محب امير المؤمنين عليه السّلام باشد محبتى كه اراده كرده شده است از اخبار ، و گويا كه مراد از محبت مذكوره در اخبار حالتى است كه باعث شود صاحب خود را به اينكه قائل شود به بودن آن حضرت در مرتبه [ اى ] كه گردانيده است اللّه تعالى آن مرتبه را از براى او . پس گويا كه كسى كه قائل نشده باشد به اين مرتبه و اذعان به آن نكرده است او از عدو اوست . آيا نمىبينى ارادهء مثل اين معنى در محبت و عداوت كه نسبت داده مىشود به اللّه تعالى ؟
و بازمىگوئيم : آنچه به ما رسيده است از اخبار كثيره به اظهار بسيارى از كفار مثل بعض هنود محبت امير المؤمنين عليه السّلام را و تمسك ايشان در شدائد به آن حضرت با اتفاق فرق اسلام در عدم ايمان ايشان مؤيد احتمالى است كه ذكر كرديم در تفسير محبت و عداوت .
[ دوران حق با على عليه السّلام ]
و ذكر مىكنم بعض اخبارى كه ذكر كرده است صاحب « حدايق الحقايق » در