تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
است ايذاء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و هلاك اسلمى باشد پس چه گمان مىكنى به ارادهء احراق بيتى كه در آن با آن حضرت سيدان شباب اهل الجنة و سيدهء زنان عالميان عليهم السّلام باشند چه مرتبه داشته باشد ؟ ! و در چهاردهم : قول عمر كه : لا أجفوه ابدا اضطرابى كه ظاهر شده بود از اسلمى بعد از قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : آذيتنى يا عمر دلالت بر قساوت قلب عمر و قلت خوف او يا عدم آن مىكند . و قطع نظر از اين چه شد وفا كردن به وعدهء عدم ايذا كه كرده بود ؟ ! آيا گمان مىكنى كه آنچه صادر شده بود از عمر نسبت به امير المؤمنين عليه السّلام در زمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه ايذاء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بود يك جزء از هزار جزئى باشد كه از او و از برادر او و دختر برادر او نسبت به امير المؤمنين عليه السّلام بعد از انتقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به روضهء قدس شد ؟ ! اى بيچارگان ! نقل اين اخبار مىكنيد از مشايخ خودتان و حكم به صحت بسيارى از آن اخبار مىكنيد به اعتبار اسناد با آنكه محفوف به قراين صدقند با قطع نظر از اسناد و بسيارى از آنها متواترند به حسب معنى و اغماض مىكنيد از مفاد آن اخبار به واسطهء بعض دواعى فاسده ؟ ! پس چه خواهد بود تهيهء شما نزد معاينهء قبيح اعمال و حاجت به جواب ؟ و در شانزدهم : قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « انا حرب لمن حاربتم » در مقابل قول او كه : « سلم لمن سالمتم » دلالت مىكند بر بودن سابقين در حكم محارب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله . اگر سائلى گويد كه : قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « لا يحبنى الّا مؤمن » و آنچه افادهء مفاد آن مىكند دلالت مىكنند بر بودن محب امير المؤمنين عليه السّلام مؤمن ، و ظاهر است كه بعضى قائلين به امامت كسى كه سبقت گرفته است بر
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 263 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)