كردن شاهد صدق است بر كذب سابقين به شهادت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به دوران حق با او و غير اين از امورى كه مذكور شد آيا حكم به امامت ابو بكر هست مگر تكذيب فضل عترت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله با قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « ويل للمكذبين لفضلهم » « 1 » .
و چون تكذيب فضل ايشان نباشند و حال آنكه لازم مىآيد ايشان را حكم كردن به ظهور امامت ابو بكر تا ممكن باشد ايشان را حكم كردن به فهميدن ؟
اگر مهاجرين و انصار استحقاق ابو بكر مر امامت را بىحاجت به تأمل پس بيعت نكردن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام يا به واسطهء عدم فهم است يا به واسطهء دواعى و قول به عدم فهم آن حضرت در مدت چهل روز يا شش ماه تكذيب قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است كه : « رزقوا علما و فهما » « 2 » .
و قول به دواعى تكذيب قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « خلقوا من طينتى » « 3 » .
و ممكن است استنباط وجه سوم به وساطهء بطلان امامت من تقدم از قطع ايشان صلهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را در عترت او همچنان كه قبل از اين ظاهر شد .
و چون مستحق امامت باشد كسى كه مندرج در قاطعان صله باشد با قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در حقشان : « لا انالهم اللّه شفاعتى » « 4 » ؟ !
و در روايت دوازدهم هست دلالت كل واحد از بودن على عليه السّلام رايت هدى و امام اوليا و نور من اطاع اللّه بر وجوب اطاعت او در جميع امور كه از آن جمله است آنچه طلب معاويه كرده بود در امر خلافت و غير آن از آن امور كه ظاهر
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 23 / 139 رقم 85 .
( 2 ) . بحار الانوار 23 / 139 رقم 85 .
( 3 ) . بحار الانوار 23 / 139 رقم 85 .
( 4 ) . بحار الانوار 23 / 139 ح 85 .