تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
شد . و همچنين قول اللّه تعالى كه : قد فعلت بعد از قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « اللهم اجعل ربيعة الايمان » « 1 » . و قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « اللهم اجعل ربيعة الايمان » . و قول نبى صلّى اللّه عليه و آله : « ثم اللّه رفع . . » ظاهر است در ظلم ظلمه كه از آن جمله خلفاء ثلاثه‌اند بر امير المؤمنين عليه السّلام . و ممكن است استنباط امامت آن حضرت از قول اللّه تعالى : و هو الكلمة التى ألزمتها المتقين ، به واسطهء ظهور اينكه لازم گردانيدن كلمه جميع اهل تقوى است كه مقتضاى جمع معرّف به لام است امر به اطاعت ايشان است مر آن حضرت را بىقيد ، و اين مستلزم امامت اوست ، و امامت او به اين وجه دلالت بر بطلان امامت ثلاثه مىكند ، چه اين وجه دلالت دارد كه هر متقى را اطاعت او واجب باشد ، و هرگاه بر همه اطاعت واجب باشد همه مأموم خواهند بود نه آنكه بعضى امام باشد . و دور نيست استنباط امامت آن حضرت و بطلان ثلاثه از قول اللّه تعالى كه : من احبه احبنى بشود ، چه محبت مطلقهء او مقتضى اطاعت اوست ، و اطاعت او مستلزم امامت او و بطلان ثلاثه است . و در سيزدهم تحديد دو چشم مبارك رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نسبت به عمر اسلمى و قول او كه : يا عمر لقد آذيتنى دلالت مىكنند بر نهايت قبح آنچه از او صادر شد ، بنابراين بود كه سلمى اين امر را عظيم شمرده انا للّه و انا اليه راجعون . . گفت ، و هرگاه ذكر آن حضرت در مجالس به آن طريقه كه اسلمى ذكر كرده
هامش
( 1 ) . يا « ربيعه » چنانچه گذشت .