تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
است . و اگر بعضى از آن امور بر بعض مردم مخفى تواند بود اكثرى از اين امور از براى طالب نجات مخفى نمىتواند بود اگر چه اين طالب نجات زيادتى فضل و تميزى نداشته باشد پس اخبار مذكوره مشتركند در دلالت كردن شأن بر غايت جلالت كه آن يكى از اغراض ماست در نقل اين اخبار . و اخبارى كه دلالت مىكنند بر نفاق كسى كه بغض آن حضرت داشته باشد يا بر بودن بغض او بغض رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دلالت دارند با دلالت بر جلالت او بر امامت آن حضرت و بر بطلان امامت كسى كه قبل از او سلطنت بهم رسانيده و در خصوص عاشره مزيد دلالتى هست كه از قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : « و أنت فرعها و الحسن و الحسين . . » « 1 » ظاهر مىشود به واسطهء دلالت كردن آن به حسب سياق بر وجوب تمسك به فرع آن درخت و اغصان آن مثل وجوب تمسك به اصل آن . و ظاهر شد از آنچه بيان شد اينكه انسان تمسك را از اصل ترك كردند . و در يازدهم : دلالت بر بطلان ثلاثه و بر امامت امير المؤمنين عليه السّلام و ذريهء معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين هست چه آن حضرت فرموده است كه : ائمه از عترت منند و بودن امير المؤمنين عليه السّلام از عترت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در حديث ثقلين ظاهر شد و دلالت بر بطلان من تقدم به وجه ديگر هم مىكند و آن اين است كه كسى كه از طينت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مخلوق شده و روزى شده باشد او را علم و فهم روايت كه اگر امامت ابو بكر حق باشد او نفهمد و يا بفهمد و انكار كند پس امتناع آن حضرت از بيعت و طلب حق خود كردن و شكوه از قريش
هامش
( 1 ) . چنانچه گذشت .