تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
زاد فى « ر » فأقول : سحقا . يعنى : بدانيد و خبردار باشيد كه آورده مىشود به جمعى از مردان امت من ، پس اخذ كرده مىشود و برده مىشود به جانب چپ كه دوزخ است ، پس مىگويم كه : يا رب ! ايشان اصحاب منند ، پس مىگويد كه : بدرستى كه نمىدانى كه چه احداث كرديد بعد از تو . پس مىگويم - همچنان كه بندهء صالح كه عبارت از عيسى عليه السّلام است گفته است - : و بودم شاهد بر ايشان مادام كه در ميان ايشان بودم ، پس چون مىراندى مرا تو حافظ و خبر دارى بر ايشان و تو به همه چيز شاهدى اگر عذاب كنى ايشان را ، پس بدرستى كه ايشان بندگان تواند ، و اگر بيامرزى پس بدرستى كه تو عزيز حكيمى . گفت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : پس گفته مىشود كه : بدرستى كه ايشان هميشه برگشته بودند بر عقبهاى خودشان از آن وقت كه تو مفارقت كردى از ايشان . زياد كرده است رزين در روايت : فاقول سحقا را يعنى : پس مىگويم : دور كن ايشان را دوركردنى .

[ ارتداد صحابه و خطاى خالد ]

و من مىگويم : اين روايات دلالت مىكنند بر مرتد شدن بسيارى از صحابه و صحيح نيست كه حمل كرده شوند بر مانعان زكات كه خالد بن وليد مردان از ايشان را كشت و ازواج و اولاد ايشان را سبى كرد و با زوجهء مالك بن نويره در آن شب كه مالك را كشت دخول كرد با اينكه اين جماعت مسلمانان بودند و نماز مىكردند . وجه عدم صحت آنكه تأخير كردن جمع زكات و اعطاء آن بعد از وفات
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 186 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)