تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
بودن او خاتم النبيين پيش از اسلام عمر كه در سنهء ششم از بعثت متحقق شده است همچنان كه ابن ابى الحديد نقل كرده است . و أيضا آيا تجويز مىكند هيچ كس ارسال نبوت به كسى كه محتاج باشد در تجويز موت نبى صلّى اللّه عليه و آله به سوى تنبيه ابى بكر به قراءت آيهء شريفهء
إِنَّكَ مَيِّتٌ
؟ ! و كسى كه نهايت بىادبى از او صادر شود نسبت به جناب نبى صلّى اللّه عليه و آله چندين بار ؟ ! و حكم كند به كذب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بعد از گذشتن سالها از اسلام او ؟ ! همچنان كه ظاهر شد از نقل كلمات خبيثهء عمر در واقعهء حديبيه با جهالات او در امور واضحه تا آنكه توهم كرده شود كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله تجويز نبوت عمر كند يا ظن آن بهم رساند مرات بسيار با آنكه ظاهر شده باشد بطلان اين ظن چندين بار ، و اين ظاهر البطلان است . اگر فرض كنيم كه متحقق نبوده در عمر هيچ يك از جهالات و قبايح كه از او صادر شدند در وقت صدور اين حديث از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله زيرا كه كسى كه ظاهر شود از او اين امور بعد از حديث ظاهر است كه قبل از آن انقص بوده نسبت به اين وقت ، چه علم و ايمان روز به روز كاملتر مىشوند از براى طالب كمال و نجات ، و مخفى نيست كه نسبت توالى امثال اين ظنون كاذبه به يكى از مسلمانان نسبت امرى است به او كه استنباط مىشود از آن ضعف عقل منسوب اليه ، پس چگونه نسبت توان داد به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ ! گويا اين ظنون را به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نسبت داده‌اند به واسطهء غافل بودن ايشان از آنچه لازم مىآيد يا به واسطهء پيروى آبا و كبرا ، و يا به وساطهء غير آنچه مذكور شد از دواعى و اهواء . و ظاهر مىشود حال رابعه از استمرار جهالات او و از آنچه مذكور شد از