تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
به اين كرده است و خواهد بعد از اين به عمل آورد و خواند بر او آنچه خواند ، پس عمر يقين به موت او كرد و گمان نكرده بود مگر اينكه موت او مؤخّر از اين وقت خواهد بود نه آنكه منع از موت او مىكرد . تمام شد مضمون كلام صاحب « مغنى » « 1 » . و سخافت اين اعداد همچنان كه از كلام علما طاب ثراهم ظاهر مىشود با تقريب فى الجمله ظاهر است ، اما خوف فتنهء منافقان وجهى ندارد زيرا كه قلّت و ضعفشان بر وجهى بود كه در شأن آنها قدرت بر فتنه متوهّم نمىشد . و امّا شدت محبت انتفاء آثار آن دلالت بر انتفاء آن مىكند ، و از جملهء آثار شدت محبّت اطاعت قول اوست و تخلف از جيش اسامه با غايت مبالغهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در تنفيذ جيش و غايت اهتمام در منع از تخلف دلالت دارد بر انتفاء محبّت ، و الّا كامل المحبّة ترك نمىكند امتثال مقتضاى امر و نهى كسى را كه محبّت به او دارد اگر چه خلاف خواهش خودش باشد ، و كسى كه رجوع به وجدان خود كند مىداند صدق اين سخن را . و ايضا صاحب اين محبت چون مىتوانست منع كند رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را از آنچه اراده داشت كه كتابت باشد ؟ و چگونه او را به رجل تعبير مىكرد و نسبت مىداد او را به هجر مشافهة . و گمان من اين است كه اكثر دشمنان قادر بر اين نسبت و تعبير نمودند به اعتبار منع كردن حيا از اين دو . و اما شدت مصيبت ، اثر خلافش از او ظاهر شد زيرا كه ترك رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بر اين حال و متوجه سقيفه شدن با اهتمام تمام در تعجيل امر قبل از حضور
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة 12 / 195 - 196 .