يكى از آن دو اينكه : غرض او از اين كلام عدم انتشار اين خبر بود پيش از بيعت تا از منافقان فتنهاى ظاهر نشود .
و ديگرى آنكه : غلبهء محبّت و شدّت مصيبت سبب غفلت او شدند ، و اين طعن نيست بر او .
و شارح « تجريد » شدت مصيبت را گفته با احتمال فهميدن عمر از قول اللّه تعالى
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
« 1 » و قول خداى عزّ و جلّ
لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ
« 2 » انه يبقى الى تمام هذه الامور و ظهورها غاية الظّهور .
يعنى : اللّه تعالى است كه فرستاده است رسول خود را به راه نمودن و دين حق تا غالب كند او را بر دين همه و قول اللّه تعالى كه البته خليفه مىكنم ايشان را در زمين اين را كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله باقى خواهد بود تا تمام شدن از اين امور و ظاهر شدن آنها نهايت ظهور .
و صاحب « مغنى » گفته است : روايت كرده شده است از عمر كه او گفت كه :
چون مىميرد محمد صلّى اللّه عليه و آله حال كونى كه اللّه تعالى گفته است كه :
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
« 3 » و گفته است
وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً
« 4 » ؟ !
يعنى : البته تبديل مىكند خداى تعالى ايشان را بعد از خوف ايشان ايمنى .
پس بنابراين انكار موت او كرد زيرا كه حمل كرد آيه را به اينكه خبر است از اين در حال حيات او تا آنكه گفت او را ابو بكر : به درستى كه اللّه تعالى وعده
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) : 33 .
( 2 ) . نور ( 24 ) : 55 .
( 3 ) . توبه ( 9 ) : 33 .
( 4 ) . نور ( 24 ) : 55 .