و گفته است كه : متعهء زوجه نيست زيرا كه وارث مرد نيست ، و مرد وارث او نيست ، و هر زنى كه ميان او و مرد توارث نيست زوجه نيست ، و وارث بودن از دو طرف لازم زوجيّت است . و امّا اخبارى كه به آنها استدلال به حليت متعه كرده شده است روايت كرده شده است از جماعتى كه ندانستهاند كه امر قرار بر حرمت گرفته است در آخر . تمام شد مضمون كلام ابن روزبهان .
و ضعف استدلال ظاهر است چه انتفاء بعض لوازم زوجيهء دائميّه از متعه مستلزم انتفاء مطلق زوجيّت نيست ، چون چنين نباشد كه ايشان تجويز مىكنند نكاح كتابيّه را با انتفاء ارث از او .
و ضعف كلام او بر اخبار ظاهرتر است زيرا كه با سخافت احتمالى كه در اخبار ذكر كرده است به واسطهء ممتنع بودن خفاء مثل اين امر كه متوفر الدواعى باشد بر نقل و انتشار و منتفى باشد دواعى بر اخفاء آن به واسطهء عدم خوف از نقل چه مىتواند گفت در آنچه دلالت بر استمرار استمتاع در زمان ابو بكر بلكه در بعض زمان عمر هم مىكند ؟ و به چه وجه تأويل آن مىتواند كرد ؟ !
گويا اين طايفه پيش از ملاحظهء ادلّه ترجيح امامت ثلاثه دادهاند به تبعيت آبا و كبرا و التزام كردهاند اصرار در تبعيت اهواء و بعد از آن چون ديدند دلايل قاطعه بر بطلان عقايدشان چشم پوشيدند از مقتضاى آن دلايل ، و در جواب آن گفتهاند هر چه بر زبانشان جارى شده و الّا كدام عاقل كه متصف باشد به ادنى مراتب فضل يا رعايت انصاف كند يا اتّصاف او به جهل تجويز مىكند كه حلّيت متعه منسوخ شده باشد به منع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و ظاهر نشده باشد در زمان او و در زمان خلافت ابو بكر با عموم ابتلا و حصول به والد و تناسل ؟ ! و يا ظاهر شده باشد و جارى نشده باشد مقتضاى آن با اقتدار عمر در زمان ابو بكر بر زياده از اين و بودن خبر موافق خواهش او و جارى كند مقتضاى آن را در
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 421
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص٤٢١