اجتهادى بودن محل توهم نيست ، پس امر به حج تمتع و بيان كيفيت آن از خداى تعالى خواهد بود بىشك ، پس هركس بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در اين باب رد كند بر خداى تعالى رد كرده است اگر داند كه اين امر اللّه تعالى است ، و اگر نداند كه از اللّه تعالى است پس يا مىداند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اين امر را نسبت به خداى تعالى داده است و تجويز كذب آن حضرت مىكند ، و يا توهم مىكند كه اين امر اجتهادى است .
و آنچه تقاضاى آن مىكند دو احتمال اول احتياج به بيان ندارد ، و احتمال سوم با آن كه فى نفسه و به حسب سياق كلام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله احتمال ندارد اعتراف به اين كرده است ابن ابى الحديد به تقريب حكايت تخلف از جيش اسامه چه گفته است در آن مقام آنچه منافات با اجتهاد به رأى دارد مثل فرايض صلاة و مقادير زكوات و مناسك حج و مثل اين از احكامى است كه مشعر است به آن كه از شارع به محض وحى متلقا شده است و راى و اجتهاد را در آن مدخل نيست .
تمام شد مضمون كلام او .
گويا در صحبت تخلف غافل شده است از آنچه در اينجا ذكر كرده است ، و به مقتضاى عقل سخن گفته ، و يا عدول كرده است از گفته در اينجا و سخن حق گفته .
اگر گويند كه : روايات مذكور دلالت دارند كه عمر پيروى راى خود كرده است در باب حج تمتع نه در دوتاى ديگر .
مىگوييم كه : اگر چه سياق روايت دلالت بر آن دارد كه او براى خود گفته باشد در همه اما بيان كردن آن كه مراد او آن است كه ظاهر سياق روايت تقاضا مىكند در يكى بس است ما را در اين مقام اگر چه در نهايت بعد است كه اراده
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 418
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص٤١٨