تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
آن را ، ترك كنيم سنت را و پيروى قول پدرم كنيم ؟ ! گفته است محمد بن حبيب هجرى : شش كس از صحابه و شش كس از تابعين فتوا به مباح بودن متعهء نساء مىدادند . و روايت كرده است حميدى و مسلم در « صحيح » ايشان و بخارى كه عمده طرق جواز متعهء نساء آن است كه همين عمر ابطال آن كرد بعد از آنكه جميع مسلمانان كرده بودند به امر نبى صلّى اللّه عليه و آله تا حين وفات او و ايام ابو بكر . تمام شد معنى كلام علامه رحمه اللّه « 1 » . و اين اخبار دلالت دارد كه منع متعهء نساء هم به واسطهء روايت و سماع نبوده است .

[ توجيهات ابن روزبهان ]

و فضل بن روزبهان چون نقل كلام علامه رحمه اللّه كرده و قادر بر انكار اخبار نبوده استدلال كرده است به عدم جواز متعه به قول خداى تعالى
وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ * إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ
« 2 » . يعنى : رستگار شدند آنانى كه عورت خودشان را محافظت مىكنند مگر بر ازواج خودشان يا بر كنيزان پس ايشان ملامت كرده شده نيستند ، پس كسانى كه طلب غير مذكور كنند پس همين ايشان ظالمان و از حد شرعى درگذشتگانند .
هامش
( 1 ) . نهج الحق و كشف الصدق : 283 ، از سفينة النجاة : 213 . ( 2 ) . مؤمنون ( 23 ) : 5 - 7 .