[ نسبت هذيان به نقل ديگر ]
و در « جامع الاصول » روايت را از آنجا نقل كردهام چنين بود كه مذكور شد .
اما بعض اعاظم علما طاب ثراه لفظ آن را « 1 » نقل كرده است بعد از قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « لن تضلوا بعده » « 2 » ، و بعد از آن نقل كرده است كه : گفت عمر بن خطاب كه : ان النبى صلّى اللّه عليه و آله قد غلب عليه الوجع و انّ الرجل ليهجر ! و عندكم القرآن .
بنابراين روايت عمر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را به رجل تعبير كرده و لام تأكيد داخل به هجر كرده ، و معنى بنابراين اين مىشود كه : اين رجل البته بىمعنى و هذيان مىگويد .
و ظاهر ، اين نسخه است چه فضل بن روز بهان با نهايت اهتمام او در توجيه افعال خلفا به قدح كردن در سند نقل قبيح ايشان و تأويل كردن آنها انكار اين لفظ نكرده است به واسطهء غايت انتشار آن و رسوايى انكار آن « 3 » .
[ رد هذيانگويى عمر ]
و در اين كلام انواع قباحت و شناعت و بيرون بودن قائل به آن از استحقاق امامت و خلافت است بلكه از معتبر بودن قول او در ادنى مراتب شهادت كه از آن جمله نسبت هجر و هذيان به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دادن بعد از آن كه گفته است كه : قد غلب عليه الوجع و چون غلبهء وجع و آزارگاهى هست هذيان نسبت به
هامش
( 1 ) . در نسخهء خطى : ابدارا ، بدون نقطه .
( 2 ) . مسند احمد 1 / 325 ، صحيح بخارى 7 / 9 و 8 / 161 ، صحيح مسلم 5 / 76 ، بحار الانوار 30 / 523 به نقل از جامع الاصول .
( 3 ) . سفينة النجاة : 206 .