يعنى : در وقت احتضار رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در خانه مردان بودند كه در ميان ايشان عمر بن خطاب بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : بياييد كه كتابى بنويسم كه گمراه نشويد بعد از آن كتاب .
گفت عمر - و بعض رواة به جاى لفظ عمر « بعضهم » گفتهاند ، يعنى گفت بعض حضار آن جمع كه : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به تحقيق كه غالب شده است بر او درد و نزد شما قرآن هست ، بس است شما را كتاب خدا ، يعنى احتياج به نوشتهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نيست .
پس اهل آن خانه اختلاف كردند و نزاع كردند ، بعضى مىگفتند كه : بياريد چيزى كه بنويسد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، و بعضى مىگفتند آنچه گفته بود عمر .
در روايتى به جاى « و منهم » : من يقول ما قال عمر ، و منهم من يقول غير ذلك ذكر شده است .
يعنى : بعضى مىگفتند غير آن را بعضى نوشتهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در كار نيست .
پس چون بسيار كردند لفظ را - كه عبارت است از صداهاى مخلوط به هم و مشتبه كه نتوان فهميد - و اختلاف را ، گفت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : برخيزيد از اينجا .
راوى مىگويد : پس بود ابن عباس كه مىگفت : مصيبت است و كل مصيبت حائل شدن ميان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و ميان اين كه بنويسد از براى ايشان اين نوشته را كه اين حائل شدن از اختلاف و لفظ ايشان ناشى شد ، و در روايتى بدل « قوموا عنى » قال : « قوموا عنى و لا ينبغى . . » يعنى : گفت : برخيزيد از پيش
هامش
1 / 241 ح 526 ، طبقات ابن سعد 2 / 36 و 37 ، تاريخ ابن اثير 2 / 320 ، بحار الانوار 22 / 468 و غيره .