تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
هامش
إلّا أنت أو رجل منك ، نبى گفت : على و منى و أنا من على ، سورهء برائت تمام به على عليه السّلام داد و به عقب ابو بكر فرستاد و گفت : ابو بكر مخير است اگر خواهد در ركاب تو بيايد و اگر خواهد بازگردد چون بارى تعالى وى را لايق آن نديده باشد كه نه بيت به موسم رساند به نبذ عهد مشركان چگونه لايق خلافت عالميان باشد ؟ در آن سال ده تن از ايشان اتفاق كردند كه بعد از محمد صلّى اللّه عليه و آله نگذارند كه على عليه السّلام خلافت كند و با هم عهد كردند و در كعبه شدند و اين عهدنامه نوشتند و هر وقتى اين عهد مجدد مىكردند تا در آن سال كار على عليه السّلام تباه كردند چنان كه در كتاب « ملل و نحل » مذكور است كه ايشان به دفن و تجهيز رسول صلّى اللّه عليه و آله حاضر نشدند تا فرصت از دست نرود ابو بكر گفت : يا عمر البدار البدار قبل البوار . يعنى : پيش از آنكه على عليه السّلام به اين پردازد و از عزا و دفن رسول صلّى اللّه عليه و آله فارغ شود ، و بعد از سه روز بر سر قبر رسول صلّى اللّه عليه و آله نماز كردند ، چنان كه در تواريخ مذكور است . يازدهم : دزدى را حاضر كردند ، دست چپ او بريد و صحابه مىگفتند : راست مىبايد بريدن ، او قبول نكرد . دوازدهم : وظيفه‌اى كه اصحاب از بهر او تعيين كرده بودند روز به روز راضى نشد و در ميان خطبه شكايت و تشنيع مىزد تا زياده كردند ، گفت : من مزدور شماام اجرتم تمام بدهيد ، و شش هزار درم براى عايشه و شش هزار براى حفصه تعيين كرد و طيفهء هر ساله عثمان گفت : به خداى كه من ندهم به شما و با شما آن كنم كه پدران شما با فاطمه كردند و بدين سبب عايشه به خون عثمان فتوا داد ، چنان كه ابو اسحاق ثعالبى در كتاب « لطايف » آورده است بدين عبارت كه : اقتلوا نعثلا ، قالت مرّة بعد مرّة اقتلوا حرّاق المصاحف . بدين سبب عثمان كشته شد . سيزدهم : رسول صلّى اللّه عليه و آله در مرض الموت ايشان هر سه را در تحت رايت اسامة بن زيد كرد و اسامه را بر ايشان حاكم كرد تا بر عالميان معلوم شود كه ايشان رعيت غلام على عليه السّلام‌اند ، به مخدومى او نشايند و ايشان در آن تقاعد كردند و گفتند : اين معلوم شد كه بخواهد مرد ، مىخواهد كه عرصه خالى بماند تا پسر عم وى خليفه شود ، به خدا كه نگذاريم . و اسامه خيمه بيرون زده بود و هر روز فرستادى و ايشان را از شهر بيرون كردى ، نمىرفتند و رسول صلّى اللّه عليه و آله تكرار مىكردى كه : نفّذوا جيش اسامة » .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 398 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)