شقشقة « 1 » علوية « 2 » لقوله لابن عباس لما قال له : « [ لو ] اطردت مقالتك « 3 » من حيث افضيت : يا بن عباس ، هيهات ! تلك شقشقة « 4 » هدرت ثمّ قرّت » « 5 » . « 6 »
يعنى : سبب تسميه آن خطبه به اين اسم به واسطهء قول على عليه السّلام است مر ابن عباس را چون گفت او مر آن حضرت را در وقتى كه مانعى كه در اثناء خطبه خواندن مانع اجراء كلام خطبه شده بود بر طرف شده بود : جارى مىكردى مقالهء خود را از آنجا كه رسانده بودى - يعنى اگر چنين مىكردى مطلوب بود - اى پسر عباس ! چه دور است اينكه بالفعل تمام شود اين حكايت به منزلهء شقشقهء شتر است ، بيرون آيد در وقت شور او بعد از آن قرار گيرد ، كه بعد از قرار گرفتن هيجان شتر به آن وضع نمىشود كه در وقت هيجان مىشود .
يعنى سخنان راستى كه از من شنيدى مقارن شورا بود كه از تذكر ظلم ظالمان بهم رسيده بود و آن حال بالفعل باقى نيست .
و آن قول امير المؤمنين عليه السّلام در اين خطبه كه دلالت بر حقّيّت و آيت « اقيلونى . . » مىكند در ضمن اين است كه گفت : « فصبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجى أرى تراثى نهبا حتى اذا مضى الاول لسبيله عقدها لأخى عدى بعده « 7 »
هامش
( 1 ) . [ شقشقه : كفى است ] هم چون ريه كه اخراج [ مىكند ] شتر از دهن وقتى كه به هيجان [ مىآيد ] . ( حاشيهء مؤلف قدس سرّه ) . كلمات بين قلابها جهت تكميل معنا افزوده شد .
( 2 ) . در قاموس : و الخطبة الشقشقية : العلوية . .
( 3 ) . در بعضى از نقلها : خطبتك .
( 4 ) . در نسخهء خطى : شقشقية .
( 5 ) . بنگريد به : بحار الانوار 29 / 548 ، شرح ابن ابى الحديد 1 / 205 ، نهج البلاغة 1 / 37 ، علل الشرائع : 150 ، امالى شيخ طوسى 1 / 382 ، مناقب ابن شهر آشوب 2 / 204 .
( 6 ) . در قاموس : قرت .
( 7 ) . در نهج البلاغة : حتى مضى الأول لسبيله فأدلى بها إلى فلان بعده .