نمىشد بر بودن ايشان در لشكر زياده از زيادتى سوار به خلاف تخلف كردن ايشان از لشكر به واسطهء استنباط كردن ايشان از شدت مرض رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بعد از تتابع امارات انتقال او به عالم قدس مثل قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : « يوشك أن يأتى « 1 » رسول ربى فأجيب » « 2 » و حديث غدير و آيهء اكمال دين قوت احتمال انتقال آن حضرت را بر ارتقاء و احتياج به آن دو بود در تدبير امر اسلام و ايمان زيرا كه اين دو از بزرگان و ممتازان اصحاب آراء و مجتهدان بودند همچنان كه از اجتهاد تغيير داد عمر بسيارى از آنچه امر كرده بود به آن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و مستمر شده بود به آن ، زمان آن حضرت .
پس نظر كنيد اى مسلمانان ! آيا منفعت تكثير سواد شيخين مقابل منفعت تدبير ايشان مىتواند بود يا نه ؟ ! و چون تواند بود كه مثل سواد ايشان از هر دو كس مىتواند حاصل شد با عدم ظهور بدل مر ايشان را در آراء !
پس ظاهر شد كه منشأ تخلف كمال فطنه و تأمل ايشان بود در امر اسلام .
مىگوئيم كه : چه گمان دارى به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ ! آيا غافل بود از احتمال انتقال يا ظهور آن از براى اين دو بلكه از براى مردم از گفتههاى آن حضرت و حال او ؟ !
و يا غافل بود از جبانهء اين دو با امتحان كردن در مدت متماديه ؟ !
و يا غافل بود به تدبيرى كه به اين دو نسبت دادى ؟ ! و لايق نيست كه نسبت داده شود به يكى از منسوبان به معرفت و كمال عدم علم به حال كسى كه در عشر اين مدت اين دو با رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بودند در نزد آن كس باشند با تواتر
هامش
( 1 ) . در بحار : يأتينى .
( 2 ) . صحيح مسلم 7 / 122 - 123 ، و به نقل از وى در بحار الانوار 23 / 108 .