و بازمىگوييم كه : آن حضرت عالم بود كه سلطنت منتقل به اولاد ابو سفيان و مروان و اولاد او مىشود ، و معلوم بود كه پيروى خلفاى ثلاثه و عداوت اهل بيت عليهم السّلام ايشان را باعث بر انتزاع آن از ورثهء فاطمه عليها السّلام و تازه كردن ظلم و عداوت مىشد .
و ظاهر است كه تاب آوردن بقاء ظلم بعد از آنكه مستمر شده باشد آسانتر است از تاب آوردن تازه شدن آن بعد از آنكه مرتفع شده باشد .
خلاصه آنكه : بعد از دلالت كردن دليل قاطع بر ظلم كردن دو رجل بر فاطمه عليها السّلام معارضه كردن آن دليل به رفع نكردن امير المؤمنين عليه السّلام در وقت سلطنت آن ظلم را با ظهور احتمال تقيّه ، و خوف تجديد ظلم ، وجهى ندارد .
[ فدك نحله بود ]
بعض اهل سنت گفتهاند كه : رد نكردن امير المؤمنين عليه السّلام فدك را به سوى ورثهء فاطمه عليها السّلام دلالت مىكند كه امير المؤمنين عليه السّلام شاهد بر نحله نبوده است ، و اگر او شاهد بود واجب بود كه به علم خود حكم كند .
و دانستى جواب اين سخن را « 1 » .
[ ردّ فدك به اولاد فاطمه سلام اللّه عليها ]
و دلالت مىكند بر ظهور غضب فاطمه عليها السّلام به اعتبار انتزاع فدك و انتشار آن در ميان مردم و ظهور روايتى كه دلالت مىكند كه غضب آن معصومهء مظلومه غضب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است روايتى كه روايت كرده است سيّد مرتضى رحمه اللّه و آن
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 183 .