تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١

[ توضيح كلمات آن حضرت ]

بدان كه اين كلام از امير المؤمنين عليه السّلام نيست مگر به واسطهء راه حق نمودن طالب حق و نجات و الّا مرتبهء آن حضرت اعظم و منزلهء او جليل‌تر از آن است كه شكوه كند از براى ظلمى كه به او رسيده چندين سال پيش از اين و كهنه شده و ذكر نمىكند مثل اين را به واسطهء محض تظلم مگر كسى كه اصل ظلم با آنچه ظلم به او به اعتبار آن شده باشد نزد او عظيم باشد و جميع دنيا و آنچه در آن بود در نزد امير المؤمنين عليه السّلام در غايت حقارت بود همچنان كه دلالت دارد بر آن كلام آن حضرت در اين خطبه و غير آن ، و سيرت او . بلكه غرض آن حضرت از امثال اين كلام بيان مرتبهء ولات « 1 » ماضيه و ظلم ايشان است مر اهل بيت عليهم السّلام را تا ظاهر شود بر مسلمانان امرشان و منكشف شود نزد ارباب بصيرت عذرشان . و چون ميسر بود كه ظاهر شود مثل اين كلام كه مشتمل است بر تظلم و شكوهء ولات ماضيه از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بلكه از مؤمنى كه سعى در تهذيب اخلاق كرده باشد و داند مهانت و بىاعتبارى اموال و ارزاق را ، و ملاحظه كند آيهء شريفهء
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ
« 2 » يعنى : هر كسى هيچ سخن نمىگويد مگر كه در نزد آن فرشته منتظر و حاضر است در وقتى از اوقات . چه جاى ظاهر شدن مثل اين كلام از امير المؤمنين عليه السّلام در مجمع خطب
هامش
( 1 ) . ولات ( ولاة ) : جمع والى به معناى حاكم . ( 2 ) . ق ( 50 ) : 18 .