اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ . . تا روايت كرد از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه گفت : « هذا ملك لم ينزل الارض قط قبل هذه الليلة استاذن ربّه ان يسلّم على و يبشرنى ان فاطمة سيدة نساء اهل الجنة و ان الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة » .
يعنى : اين فرشته است كه به زمين نيامده است هرگز پيش از اين شب ، اذن گرفته از پروردگارش اينكه سلام كند بر من و بشارت دهد مرا اينكه فاطمه سيدهء زنان اهل بهشت است و اينكه حسن و حسين دو سيد جوانان اهل بهشتند .
و روايت كرده در نوع چهارم از باب ششم از كتاب زينت كه آن كتاب سوم از حرف زاست از [ . . . ] « 1 » كه گفت كه : بود رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وقتى كه سفر مىكرد آخر عهد او به ايشان از اهل او فاطمه ، و وقتى كه از سفر مىآمد اوّل كسى كه داخل مىشد بر او فاطمه بود « 2 » .
و غير اينها از اخبار كه دلالت بر غايت محبت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به فاطمه و غايت جلالت او نزد اللّه تعالى و رسول او مىكند .
آيا گمان مىكنى كه فاطمه عليها السّلام با آن جلالت و مراتب كه دانستى - در اينجا و در وقت ذكر فضايل اهل بيت نزد استدلال ما بر امامت امير المؤمنين عليه السّلام به حديث ثقلين - غضب كند بر كسى كه نقل كند آنچه از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله شنيده است و عمل به موجب آن كند ؟ !
حاشا از اين ! بلكه اين غضب برهان قاطع است بر علم او بر كذب ابى بكر در خبر بلكه اين گمان به فاطمه عليها السّلام بعد از دانستن آنچه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در حق
هامش
( 1 ) . جاى كلمهاى در نسخهء خطى خالى مانده است .
( 2 ) . سنن ابى داود سجستانى 2 / 291 ح 4213 ، ينابيع المودة 2 / 132 .