تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
مىكند مرا آنچه ايذا كند او را . در روايتى : به درستى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفت كه : فاطمه پارهء من است پس كسى كه او را به غضب آرد مرا به غضب آورده است « 1 » . و در روايتى هست : به درستى كه فاطمه پارهء من است ايذا مىكند مرا آنچه ايذا كند او را « 2 » . و روايت كرده از « صحيح ترمذى » « 3 » از ابن زبير و در آخر آن روايت است كه : فاطمه پاره [ اى ] از من است ايذا مىكند مرا آنچه ايذا كند او را ، و به نصب و عداوت مىآرد مرا آنچه به نصب آرد او را . و روايت كرده از « صحيح بخارى » « 4 » و « مسلم » « 5 » و « ابى داود » و « ترمذى » از عايشه كه گفت : طلبيد نبى صلّى اللّه عليه و آله فاطمه را در مرض كه در آن مرض فوت شد و سرّ و رازى با او گفت ، و در آخر آن روايت است كه : فقال : « يا فاطمة ! اما ترضين ان تكون سيدة نساء المؤمنين او سيدة نساء هذه الامة » . يعنى : اى فاطمه ! آيا راضى نيستى كه سيّدهء نساء مؤمنان باشى يا سيدهء نساء اين امت باشى ؟ ترديد از راوى است . و روايت كرده در مبحث فضل حذيفة بن اليمان از « صحيح ترمذى » « 6 » از حذيفه كه گفت كه : سؤال كرد مرا مادرم : چه زمانى است عهد تو بر رسول
هامش
( 1 ) . السنن الكبرى نسائى 5 / 97 ح 8371 ، مناقب ابن شهر آشوب 3 / 112 . ( 2 ) . أمالى شيخ صدوق : 165 ، كنز العمال 12 / 111 ح 34241 . ( 3 ) . صحيح ترمذى 5 / 360 ح 3961 بدين لفظ : إنما فاطمة بضعة منى يؤذينى ما آذاها و ينصبنى ما أنصبها . سپس مىافزايد : هذا حديث حسن صحيح . ( 4 ) . صحيح بخارى 7 / 142 . ( 5 ) . صحيح مسلم 7 / 143 . ( 6 ) . صحيح ترمذى 5 / 326 ح 3870 .